X
تبلیغات
رایتل

خاطرات (از نظر خودم) جالب (114)

شنبه 16 آذر‌ماه سال 1392 ساعت 04:10 ب.ظ

سلام:

۱. پیرمرده گفت: یه بار دیگه هم اومدم اینجا اما خوب نشدم البته اون بار اینجا دکتر نبود فقط یه زن بود!

۲. پیرزنه گفت: دیروز اومدم اینجا یه دکتر بداخلاقی اینجا بود که نگو. باز هم قربون اخلاق خودت!

۳. به مرده گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: من عشایرم، بچه شهر هم نیستم اما سرما خوردم!

۴. (۱۳+) خانمه شرح حالشو گفت و بعد گفت: مدتی هم هست که پر.یودم عقب افتاده. گفتم: داروهائی که باید براتون بنویسم برای خانم های حامله خوب نیست یکدفعه اول یه آزمایش حاملگی بدین. گفت: نه بابا فکر نکنم حامله باشم. یک ساعت بعد جواب آزمایششو آورد و گفت: حامله ام دکتر! نکنه شما سید بودین تا دستتون بهم خورد حامله شدم؟!!

۵. پیرمرده گفت: داروخونه میگه این دارو که دکتر نوشته اینجا نداریم بیا برو توی داروخونه ببین راست میگه که نداره؟!

۶. پیرزنه نسخه شو آورد و گفت: داروخونه میگه داروی اولیو اینجا نداریم عوضش کن. عوضش کردم. گفت: اولیو نداره چرا داری آخر مینویسی؟!

۷. به یه بچه گفتم: از چشمت اشک میاد؟ گفت: هروقت گریه می کنم!

۸. (۱۶+) خانمه گفت: من خونریزیم خیلی شدیده انگار یه گاو رو سر بریدی و گذاشتیش اونجا!

۹. نسخه پیرمرده رو که نوشتم: گفت خدا ارزتو بهت بده!

۱۰. پیرزنه گفت: بیا فشارمو بگیر ببین چه رنگیه؟!

۱۱. مرده گفت: یه ضربه به پام خورد عکس گرفتم. دکتر گفت یه ترک هست بین درشت نی و نازک نیت!

۱۲. پیرزنه گفت: میدونی من از کجا اومدم درمونگاه؟ از اونجا اومدم تا اینجا!

پ.ن۱: بالاخره مقدار باقیمونده از یکی از وامهام از کل مبلغی که وام گرفته بودم کمتر شد هورررراااااا! تا چند ماه دیگه برای اون یکی هم همین اتفاق میفته انشاءالله.

پ.ن۲: یه سوال حکیمانه از عماد: چرا وقتی که میخوابیم اول چشممون بسته میشه بعد گوشمون اما وقتی بیدار میشیم اول گوشمون باز میشه بعد چشممون؟!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

Homepage


Checkpagerank.net