X
تبلیغات
رایتل

خاطرات (از نظر خودم) جالب (129)

جمعه 30 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 09:24 ب.ظ

سلام

1. خانمه گفت: به نظر شما کدوم آزمایشگاه برم؟ گفتم: آزمایشگاه ... کیفیتش خوبه. گفت: اون که خیلی گرون میگیره. گفتم: خب برین آزمایشگاه .... گفت: اون که کیفیت نداره!

2. (12+) به خانمه گفتم: دخترتون مشکلش چیه؟ گفت: دو روزه که پریود شده اما خونریزی نداره!

3. شیفتو از پزشک قبل تحویل گرفتم و نشستم روی صندلی مطب. خانمه اومد توی مطب و گفت: سلام، نمیگم خسته نباشین چون تازه اومدین!

4. پسره گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟ گفت: از همون آزمایشها که میگن آی مثبت و اینا!

5. خانمه پسرشو آورده بود و گفت: چند روزه یبوست داره. یه وقت آپاندیس نیست؟!

6. به خانمه گفتم: وقتی بچه تون گریه می کنه، بغلش که می کنین آروم میشه؟ گفت: آره وقتی روی بخاری هم نگهش می دارم آروم میشه! (این خاطره از زمستون توی نوبت بود که بالاخره نوبتش شد!)

7. (15+) خانمه گفت: چند روز پیش باید پریود می شدم اما نشدم برام دارو می نویسین؟ گفتم: مطمئنین که حامله نشدین؟ گفت: آره شوهرم وازکتومی کرده. گفتم: خب پس براتون دارو می نویسم. گفت: آخه شوهرم اخیرا رفته لوله هاشو باز کرده ها!

8. خانمه گفت: چندروز پیش بچه مو آوردم و براش دارو نوشتین اما قطره بینی که نوشته بودین بهش ندادم آخه روش نوشته بود: دور از دسترس اطفال نگهداری شود!

9. خانمه گفت: این جا آزمایش کامل میگیرن؟ گفتم: نه اینجا فقط آزمایش قند و چربی و یکی دوتا چیز دیگه هست. گفت: خب کامله دیگه!

10. به خانمه گفتم: طبق آزمایشتون تیروئیدتون کم کاره. گفت: فقط همین؟ آخه به یه نفر نشونش دادم گفت سرطان گرفتی کلی ترسیدم تا اومدم اینجا!

11. پسره با استفراغ اومده بود و گفت: با دوستام کلی مشروب خوردیم. می ترسم بگم جای شما خالی بی ادبی باشه!

12. نسخه بچه رو که نوشتم مادرش گفت: یه آزمایش هم براش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟ گفت: نمیدونم میخوام تا دفترچه بچه خواهرم پیشمه تا میشه ازش استفاده کنم!

پ.ن1: شرمنده به خاطر تاخیر چند روزی تهران بودم.

پ.ن2: دو سال پیش یکی از خانم دکترها بهم زنگ زد و گفت: خانم «ر» (مسئول امور درمان شبکه) توی فلان تاریخ برام شیفت گذاشته اما من فکر می کردم توی اون تاریخ کلا طرحم تموم شده و یه برنامه ریختم که توی اون تاریخ اصلا نمیتونم بیام میشه شیفتمو بخرین؟ درنهایت شیفتشو خریدم و اون هم فورا پولشو ریخت به حسابم. تصادفا توی اون شیفت یه اتفاقی افتاد که باید بهش می گفتم اما هرچقدر بهش پیامک دادم بهش نرسید و بعدهم چندین بار بهش زنگ زدم که گوشیش خاموش بود. مدتهابعد وقتی به خانم «ر» گفتم: گفت: چندماه بعد از تموم شدن طرحش یه بار اومد و باعجله تسویه حساب کرد و رفت. سال پیش یکی از خانم دکترها طرحش تموم شد. چندهفته بعد یکی از پرسنل شبکه بهم گفت: خانم دکتر ... رو یادته؟ به محض این که طرحش تموم شد ازدواج کرده و با شوهرش برای زندگی رفتند قبرس. و حالا یکی از خانم دکترها که چند ماه از طرحش باقی مونده با یه ایرانی ساکن انگلستان عقد کرده. بابا دست از سر خانم دکترهای ولایت ما بردارین ای مرفهین بی درد خارج نشین!

پ.ن3: چند روزه که حسابی از دست کامپیوتر گرامی کفریم. مدتی بود که نمیشد برای وبلاگهای پرشین بلاگ نظر بگذارم و امروز دیگه اینترنت اکسپلورر رو باز نمی کنه! چند روز پیش وقتی پیام اومد که اینترنت دانلود منیجرتونو آپدیت کنین اوکی کردیم و حالا دیگه هر نیم ساعت یکبار یادآوری میکنه که این برنامه رو با شماره سریال جعلی نصب کردیم و به همین دلیل کار نمی کنه. تا حالا چند بار کلا این برنامه رو حذفش کردم و از اول دانلودش کردم اما درست نشد که نشد! چند روز پیش هم یه مودم بیسیم خریدم که هنوز نتونستم اونو هم به کار بندازم. خلاصه که حکایتیه ها! فکر کنم باید دست از سر ویندوز ایکس پی بردارم! علی الحساب این پستو توی همون گوگل کروم شماره گذاری میکنم که شماره هاش لاتینه. راستی مدتیه که خود کامپیوتر هرچند دقیقه یک بار کلی فایل چند ده کیلوبایتی دانلود میکنه با اسامی مثل blog-charkhoon  وbannerو blank

پ.ن4: عماد میگه: ما کتاب تعبیرخواب نداریم؟ میگم: نه مگه چه خوابی دیدی؟ میگه: آخه همه چیزو که نمیشه گفت!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

Homepage


Checkpagerank.net