ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام:
۱. برای خانمه آزمایش نوشتم گفت: فقط آزمایش خونه؟ گفتم: نه خون و ادرار. گفت: خوب آزمایش قندو هم مینوشتین!
۲. ماشین اداره اومد دم آپارتمانمون دنبالم تا بریم سر کار. سوار که شدم گفت: تا حالا هیچکدوم از آپارتمانهای این ساختمون خراب شده؟! گفتم نه. گفت: فکرشو بکن اگه خراب بشن باید این همه طبقه رو با پله بری بالا! (تازه فهمیدم منظورش آسانسور بوده)!
۳. میخواستم برای پسره نسخه بنویسم که گفت: کار من طوریه که فقط میتونم توی ساعتهای ۵ بعدازظهر٬ ۱۲ شب٬ و ۶ و ۹ صبح دارو بخورم بی زحمت یه داروهائی برام بنویسین که به این ساعتها بخوره!
۴. برای یه روز رفتم توی یکی از درمونگاه های روستائی که پزشکش مرخصی بود. شب قبل برف اومده بود و جاده یخ زده بود. راننده هرکار کرد نتونست از یه سربالائی بالا بره و بالاخره مجبور شد پیاده بشه و زنجیر چرخ ببنده. چند کیلومتر جلوتر به راهداری رسیدیم که دیدم راننده نگه داشت و داره پیاده میشه. گفتم: کجا؟ گفت: میخوام برم کاپشنمو بدم به رئیسشون برام بشوره چون اینها به وظیفه شون عمل نکردن که لباسم کثیف شده! به زحمت جلوشو گرفتم!
۵. خانمه گفت: سر درد دارم. گفتم: از کِی؟ گفت: چی از کِی؟ گفتم: سردردتون. گفت: از دیروز. گفتم: کجای سرتونه؟ گفت: چی کجای سرمه؟!
۶. مَرده با پسر پنج ساله اش اومده بود. پسره از آمپول میترسید. باباش گفت: اصلا این بار هرچی دکتر تشخیص بده! نسخه پسره رو که نوشتم پدرش نشست روی صندلی و گفت: من هم سرما خوردم و تا آمپول نزنم خوب نمیشم. پسره گفت: بابا! مگه قرار نشد هرطور خودش تشخیص بده؟!
۷. یه خانم باردار اومده بود که قند خونش (GCT) بالا بود. گفتم: باید آزمایش تکمیلی (GTT) بدین. دفترچه دارین؟ گفت: نه. گفتم: پس آزاد براتون مینویسم. گفت: حالا حتما باید آزمایش بدم؟ گفتم: بله. گفت: پس مجبورم دفترچه مو بهتون بدم!
۸. به خانمه گفتم: سرفه تون خلط داره؟ گفت: آره خلطم خیلی هم عمقش زیاده!!
۹. پیرزنه با کمر درد اومد و گفت: از فعالیت زیاد هم میشه؟ گفتم: بله. گفت: آخه من چند روز پیش مشهد بودم و اونجا خیلی زدیم تو کمرمون! (خدائیش خودم هم نفهمیدم یعنی چه؟!)
۱۰. خانمه اومد و گفت: برام آمپول ب۱۲ بنویسین. گفتم: چرا؟ گفت: چون هرچقدر ب۶ میزنم تهوعم کمتر نمیشه!
۱۱. خانمه با گلودرد اومد. من هم معاینه اش کردم و میخواستم نوشتن نسخه رو شروع کنم که گفت: حالا گلودردم به جهنم کلیه ام خیلی درد میکنه!
۱۲. میخواستم برای یه دختر نسخه بنویسم. گفتم: چند سالتونه؟ مادرش گفت: ۱۲ سال. خودش گفت: نه ۱۳ سالمه. لبخندی زدم و نسخه شو نوشتم. وقتی رفتند بیرون اول در مطب بسته شد٬ بعد صدای یه برخورد اومد٬ بعد صدای گریه دختره بلند شد و بعد صدای مادرش که: بگو ببینم نقشه ات چی بود؟ چرا میخواستی جلو دکتر بگی که دیگه بزرگ شدی؟!!
پ.ن۱: هیچکس میدونه باید با بعضی از مریضهام چکار کنم؟ خیلی از افراد اینجا هر چند ماه یه آزمایش قند و چربی میدن. بعد بعضیشون یه آزمایش قند و چربی میارن و بهشون میگم: قند و چربیتون خوبه. میرن و یکی دو هفته بعد با یه هیپرگلیسمی حسابی میان و معلوم میشه قرص میخوردن و من که گفتم آزمایشتون خوبه قرصو قطع کردن!
پ.ن۲: مدتیه با عماد سر نوشتن کلمه هائی مثل پیاز یا ترکیه دچار مشکل شدیم. چون براشون دوتا «ی» میگذاره یکی برای I و یکی برای Y ! کسی راه حلی سراغ داره؟
پ.ن۳: نشستم و دارم درس میخونم. آنی به عماد میگه: دعا کن امسال بابا قبول بشه. عماد چند دقیقه ای میره توی خودشو بعد میگه: میدونین خدا چی گفت؟ میگیم: نه میگه: گفت خونه و ماشینتونو بفروشین و هرچقدر پول دارین از بانک دربیارین و در راه من خرج کنین تا قبول بشه! میگم: اون وقت چطور زندگی کنیم؟ میگه: مامان گفته اگه قبول بشی درآمدت کلی زیاد میشه مشکلی نداریم!
دوباره سلام.
پ ن 3ـ حرف راست رو باید از بچه شنید!باور کنید!
سلام
واقعا
اون پیرزنه که گفته توی کمرمون زدیم منظورش نماز خوندن زیاده عزیزجان
احتمالا
سلام دکتر
تو ولایت ما هم همینطوره .یعنی طبق فرمایشات استاد
ولی تو درمانگاه این کارو میکردن
سلام
پس اینطور ...
سلام دکتر جان
می دونید مشخصه اصلی وبلاگ تون همین خاطراتتون هست شاید یه چیز مثه بیمارستان نوشت من
و من عاشق این دقت نظرتون هستم
مورد 12 دردناک بود
مورد 9 همش دارم فکر می کنم چه کار کرده با کمرش
واینکه عجب پس رباحالی بوده مورد 6
و سراخر عماد جان خیلی باحاله مخصوصا اون ارتباط برقرار کردنش با خدا....
و در مورد غلط املایی هم واقعا چیزی به ذهنم نمی یاد مگه اینکه بد تلفظ بشه
یعنی به جای پیاز تلفظ کنه پی یاز اینجوریه؟
سلام از ماست
ممنون از لطفتون و وقتی که گذاشتین
خوب آره دیگه توی بخش کردن همین جوری میگن توی مدرسه
ذوست دارم برگردم خیلی
پس منتظریم
درود





3.
4.
5.
8.
10.
11.
عماد خیلی باهوش و بانمک. دکتر اطفال اینجا خوبه ها... تو اینترنی منتظرتون هستیم.
درود از ماست
ممنون که وقت گذاشتین
دیگه اونقدر سنمون رفته بالا که جای خوب و بد چندان فرقی برامون نمیکنه
تو سایت نشستم و دارم این پستو میخونم یه دفعه میزنم زیر خنده(البته نه بلند) دختره کناریم یه نیگاهی به من میکنه فک میکنه اسکل دیده
پس میشه نتیجه گرفت که باید آرومتر بخندین!
هه
این عما چه نمکه
ممنون
کلی نکات جالب خوندم برای کار م مفیده دکتر
ممنونم
اینها مفید بود؟
خوشحالم
خوشحال می شوم اگه با نظراتتون مرا هم راهنمایی کنید
در چه مورد آیا؟
مزاحم میشم
مورد 12- مامانه احتمالا خودش بیشتر به دکتر احتیاج نداشته؟ از نوع اعصاب و روان؟!!
نظر شخصی من اینه که ....
حق با شماست
راستی دکتر چرا واسه خانومای باردار هم جی سی تی مینویسن هم جی تی تی؟من دقت کردم تو پروندشون جفتش بود
ولایت شما رو نمیدونم ولی اینجا فقط برای خانمهای بارداری جی تی تی مینویسن که جی سی تی شون از ۱۴۰ بیشتر باشه
واقعا تو کف سومیم!انگار اومده خرید!
شاید!
اینا همش واقعیه؟مثلا 10؟B12 جای B6?
سوگند میخورم که حقیقت را می گویم و جز حقیقت چیزی نمی گویم!
صد امتیاز عماد
عماد بیا صد امتیاز دیگه به امتیازهات اضافه شد!
ینی با خوندن هر کدوم چشام میشه این هوا!!!
می گف کاملا بهش حق می دم اگه درباره ی من تو وبلاگش بنویسه!!!!
راستی چن روز پیش داشتم وبتونو می خوندم یکی از دوستام کنارم نشسته بود هی می گف امکان نداره !!!امکان نداره!!!! بعد دیروز رفته بود دکتر . چن بار به صورت متوالی سوتی داده بود !!کلی جلو دکتر خودشو کنترل کرده بود بعدش دیگه طاقت نیاورده بود پقی زده بود زیر خنده
به دوستتون بگین مطالب این وبلاگو دنبال کنه اگه سوتی هاش رو توی وبلاگم نوشته بودم معلومه اومده پیش من!
مثل همیشه جالب بود..
ببخشید که این مدت نیومدم آخه از اون وقتی که پست از حال خوب به حال بد رو نوشتم تهدید شدم ..بهم گفتن بزرگتر از جوجه ماشینی مینویسی و چیزای یگه
ولی من نمیترسم و تابستون دوباره شروع به نوشتن خاطراتم میکنم
ممنون
خوب پس تا حدودی میتونین بفهمین من چی کشیدم
گرچه خدائیش تعجب کردم چون مطلبی ننوشته بودین که به کسی بربخوره
موفق باشید
سلام
درمورد مشکل عماد من پرسیدم.گفتن:اینها جز کلمات استثنا هستن.مثل خواهر که میخونیم خاهر نه خواهر.یا خورشید نمیخونیم خووورشید.باید بهشون بگید صدا نکشن همینجوری بنویسن کلمه رو .ودر ضمن هی تکرا کنید و تمرین تا یاد بگیرن
البته گفتن که الان سیستم اموزشی و مخصوصا کلاس اول قاطی شده بخاطر همین بچه ها واسه یادگیری خیلی مشکل دارن.قبلا اصولی تر بود
سلام
پس جریان این طوریه!
ممنون از وقتی که گذاشتین
سلام دوستم خیلی با حال بود مردم از خنده تو مایه های خاطرات شرکت مایکروسافت بود دم شما گرم منم به روزم
سلام دوستتون باحال بود به من چه :دی
مزاحم میشم
بلد نبودیم اما همه جا را تست کردیم فهمیدیم چه جوری میشود لینک گذاشت
فردا اومدید دید وبلاگ حذف شده نتیجه ی اون تست کردنا بود
راستی من نصف علم کاامپیوترم رو از شما یاد گرفتم استاد
اون از اینکه یاد دادید از موزیلا برم پرشین بلاگ میشه کامنت گذاشت اینم ازلینک
رخصت
خوب خدا رو شکر که یاد گرفتین!
نه بابا حذف نمیشه انشاءالله
ما کوچیکتر از این حرفائیم که بهمون بگن استاد استاد!!
چه وبلاگ نویسای فرهیخته ای. هر وبلاگی میرم همه ازمون دارن.
به بچه هم کاری نداشته باشین خودش باید درک کنه یکی دوماه دیگه ذهنش اینو میپذیره. من خودم اول دبستان حروفی مثل (ن) و (ر) را دوبار مینوشتم حالا چرا؟ خودم هم نمیدونم ولی بعد پرابلم خودش حل شد
ممنونم
ن و ر رو؟
چرا واقعا؟!
سلام
گرچه مرجان تو درمونگاه کمه!اما بین این همه خانم سخته بخواین پیدام کنینا.تازه درمونگاههای ما رو میدیدین میترسیدین.
همون موقع فکرکنم به آنی جون هم گفتم که ایکاش بهم میگفتین.خوشحال میشدم.من بااینکه آنی رو ندیدم ،ارادت خاصی بهش دارم و همچنین به شما.
سلام
یعنی درمونگاه هاتون اینقدر ترسناکند؟
انشاءالله سفر بعد یا اصلا شما بیائین این طرفا
این در سن و سال را خوب اومدید دقیقا همین جمله رو متخصص مغز و اعصاب به مادربزرگمم گفته بود
با کلی تقدیر و تشکر دم عیدی به روزیم جا نمونی دکتر
ممنون
میرسیم خدمتتون
سلام...واقعا
1.خوب ازمایش قندو هم مینوشتین چی میشد مثلا؟
من نمیدونم این مردم راجع به داروها چی فک میکنن واقعا.
2.خیلی باهوشین که فهمیدین منظورش چی بود؟
3.چرا؟
4. چه عصبانی...
9.
10.
درمورد عماد... من همیشه اولش توی سین مشکل داشتم چندین دندانه میذاشتم واسش.
ما اینیم دیگه
نمیدونم واقعا
چه جوررر
و همچنین
واقعا؟ چندتا مثلا؟
4خیلی جالب بود بنده خدا خیلی زود تحت تأثیر جو قرار میگیرن هاااااا!!هرچند پربیراه هم نگفته!
ممنون
واقعا
سلام
قشنگ بودن
بنظرم مورد ۹ نمازو میگفته
یعنی خیلی نماز زده به کمرش
سلام
ممنون
قبول نیست اول جواب های بقیه رو دیدین بعد گفتین
سلام همشون جالب بودن وخنده دار....
الان درست وحسابی برای نظر دادن وقت ندارم. بعدا میام تلافی میکنم. الان اومدم دعوتتون کنم تشریف بیارید تولد توی وبلاگم...
سلام
ممنون
مزاحم میشیم
اما کادو رو چکارش کنیم؟
سلام دکترجون خیلی دلم واسه وبلاگت تنگ شده بود خیلی وقت بود نیومده بودم مثل همیشه خاطراتت قشنگ بود امیدوارم بچه مهندس یادت نرفته باشه

سلام
بچه مهندس؟
یادم نمیاد!!
اقای خان یک سوالی داشتم؟
مدتیه دچار حواس پرتیه بدی شدم
مثلا دارم توی خیابون پیاده روی می کنم اسم خیابون و اینکه می خوام کجا برم یادم میره(برای چند ثانیه موقعیت جغرافیایی و مکانی ام یادم میره)
یا پشت رل موقع دور زدن میدون یهو یادم میره تو کدوم خیابون باید بپیچم
یک حادثه منجر به تصادف هم داشتم سر این قضیه
بماند ازاینکه وقت خرید از ۲۰تا مورد فقط ۴یا۵ تا یادم میمونه و کلا اگه تقویم روزانه م نباشه بیچاره ام
تا حدودی توی سن و سال شما طبیعیه!
درواقع کاری هم نمیشه کرد به جز تمرین و تمرین و تمرین
راستی rss ندارین؟ادرسش رو برام بنویسین
http://rezasr2.blogsky.com/rss
سلام مجدد.خوشحالم برگشتین
من دیر سر زدم به شما البته
موفق باشید
سلام
ممنونم
و همچنین
دکتر میذاشتین اون اقاهه بره حال رییسه رو بگیره دیگه!!!!
6.خوشم میاد ازین بچه ها که مچ بزرگتراشوو میگیرن
عماد واسه نوشتن اسم دختر منم مشکل داره پس..من که در مورد ص وس در کلمه ها به برادرام میگفتم بنویس هر دو رو هر کدوم خوشگلتر بود درست همونه..خیلی وقتام درست در میود..در مورد خواهر و..هم همینطور...شاید در مورد پیازم جواب داد...
میگم معلومه تاثیرات برنامه های تی وی روی پسرتون خیلی بوده...کشورمان پر از فقیر است و وهر چه داریم ونداریم تقدیم به همه شان...شمام یادش بدین اون درامد هنگفت رو که بدست اوردم حتما خرجشان خواهم کرد
وا مگه دنبال شر میگردم؟!
لابد
چه جورررر یا درحال دیدن تلویزیونه یا سی دی
سلام.واقعا واسه من چرا این املا دغدغه نشد مثلا همین پییاز
سلام
حتما خیلی باهوش بودین شما!
اشتباه کردم! انگار باز آلزایمرم زده بالا!
ای بابا دور از جونتون
خوب پس بهش بگید: په... یاز! ه رو تلفظ نکنین! یا: ترک... یه! با سکون کاف!
خوب اینم میشه
اما میترسم فردا بره مغازه بگه یه کیلو پِیاز بدین!
خب آزمایشات باردارا وقتی که طبق این بوکلتهای مادران بخواد باشه خیلی زیاده . پرونده باردارهای ما که پر از جواب آزمایشه . خدا نکنه یکی آنمی داشته باشه و میزان Hb به 11 نرسه . یا آزمایشات UA پشت سر هم که هم به خاطر عفونت انجام میشه ، هم بررسی درمان و آخرای بارداری هم هر هفته بخاطر اینکه وزنشون بیشتر از یک کیلو تو هفته افزایش پیدا کرده .
خوب اینکه درسته
البته اینجا هماتوکریت ۳۸ رو مرز کم خونی زنان باردار اعلام کردن
سلام
بسیار جالب بود واقعا یه پا سریالا این مریضاتون
حرف عماد هم کاملا درسته عمل کنین قبول میشین
سلام
ممنون
واقعا؟ شما تضمین میکنین؟
سلام
ولی حتما ازشون میپرسم بهتون میگم
جالب بودن مثل همیشه
دکتر درمورد مشکل عماد من یکی از اقواممون سالیان زیادی معلم کلاس اول بوده.امسال دختر خودشم کلاس اول میره.بعدچندهفته پیش داشت درمورد همین مشکل که واسه یه بچه کلاس اول پیش اومده بود توضیح میداد...ولی شرمنده راه حلشو یادم نیست
سلام
ممنون
پس منتظریم
کار اقتصادی
کجاش آیا؟
نه دیگه همه پستاتونو خوندم. ببخشید اون همه غلط داشت کامنتم
تند تند نوشتم
موفق باشین. یکمم به فکر آزمون دستیاری باشین
آفرین بر شما!
خواهش می گردد
چشم
ey val pas mochetono gereftam!
akhe poste jadid gozashte bodino ina!az in be bad dir residam rayat mikonam!
javabetono ham ke khondam baz ye 4s maks kardam bad ba khodam goftam hatman manzore dr az cheghadr hamoon chera bode na?
آره دیگه کارآگاه نوا!
الان رفتم دوباره جوابی که براتون نوشته بودم خوندم
شرمنده الان میرم درستش میکنم!
اون شماره ۵ خیلی بهم چسبید. شاد باشی و سلامت. بشین درس بخون و مث من نشو. دعا می کنم قبول بشی
بیام کمکت بکنیمش!
مگه شما چطوری هستین؟
ممنون
9- منظور پیرزنه ، نماز بوده.
12 - فکر کنم اینو یه بار دیگه تعریف کرده بودید یا شاید مشابهش رو
شاید
واقعا؟ شرمنده
دقت کردین شما از هر مریضی می پرسین که خلط
داره یا نه از توش یه سوتی در می اد؟
نخیر
من فقط سوتی دارهاشونو مینویسم
میشه گفت درصد سوتی هاش بیشتره!
سلام و خسته نباشید
یعنی این خاطرات شما جون میده واسه پ ن پ ساختن
سلام و سلامت باشید
پ نه پ جون میده فقط واسه تو وبلاگ نوشتن! (چه بیمزه!)
سلام


5. با من یه نسبتی داشته فکر کنم آخه منم یه ثانیه ای همه چی یادم میره!!
7. حتماً بهش گفته بودن مثل مسواکت میمونه و نباید به کسی بدیش
9. شاید منظورش نماز بوده چون بعضیا میگن برم نماز بزنم به کمرم...
10. اگه خوب نمیشد باید بهش ب 24 میزدید یعنی؟!!!
بنظرم:
وقتی آزمایشو میخونین ازشون بپرسید دارو مصرف میکنن یا نه بعد بهشون بگید که داروشون رو ادامه بدن
ازش بخواید تلفظشون کنه و بعد بهش بگید که مثلاً ترکییه تلفظ نمیشه و ترکیه /torkie/ اس بخاطر همین یه دونه "ی" داره...
دست گلش درد نکنه!!!
سلام
ممنون که وقت گذاشتین برای جواب دادن
سلام.من الان میفهمم چی میگید.خانومه اومده درمانگاه پره ناتال ازش شرح حال میگیرم میگه خون بینی دارم.شما بودید چی فکر میکردین؟بعد چند دقیقه فهمیدم منظورش اپیس تاکسیه.میخواسته بگه خون دماغ کلاس گذاشته گفته خون بینی
سلام
خوب خدا رو شکر که فهمیدین!!
راستش من اول خوندم خونِ بینی
سلام
۵ بیچاره جدا خیلی سرش درد میکرد
۷ وا برگه های دفترچه رو مبخواست قاب بگیره ایا؟!!!
ایشاالله که قبول میشین
سلام
حتما
لابد
ممنون