ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
اولا ممنون به خاطر لطف شما چه توی پست رمزدار قبل و چه برای فوت زن داداش آنی.
مطمئن باشین که اگه مجبور نبودم پست قبلو رمزدار نمی کردم. هنوز خاطرات شهر اسمشو نبر و عکس العملی که چند نفر از مردم اون شهر نشون دادند از یادم نرفته و برای همین ترجیح دادم این بار هم که بحث درباره یه شهر خاصه همه نتونن اون پستو ببینن.
به هر حال ممنون و شرمنده.
۱. برای خانمه که هم سردرد داشت و هم درد پا به اصرار خودش هم استامینوفن نوشتم و هم دیکلوفناک. وقتی داروهاشو گرفت اومد توی مطب و گفت: کاش برام یه مسکن هم نوشته بودین!
۲. یک روز توی مرکز نبودم. روز بعد که اومدم پیرمرده گفت: فقط یه روز اینجا نبودی ها من حالم بد شد و آوردنم اینجا یه دکتر اینجا بود که نجاتم داد دستش درد نکنه!
۳. مرده گفت: همه شکمم از ناف به پائین درد می کنه. بی زحمت برام یه سونوگرافی از زیر ناف بنویس!
۴. به پیرمرده گفتم: برای قندتون از کدوم قرصها میخوردین؟ گفت: اصلا یادم نیست اما از اون کوچیکهاش بنویس!
۵. خانمه گفت: بهم گفتن بچه ات به باقلا حساسیت داره میشه یه شربت بنویسین که این حساسیتش از بین بره؟!
۶. به پیرزنه گفتم: قندتون خیلی بالا بوده مگه رژیمتونو رعایت نمی کنین؟ دخترش گفت: دیروز چندتا شیرینی خورده. از مطب که می رفتند بیرون پیرزنه به دخترش گفت: چرا بهش گفتی شیرینی خوردم؟ آبروم رفت!
۷. به مرده گفتم: پنی سیلین می زنین؟ گفت: بله اما فقط به آمپول 6.3.3 حساسیت دارم!
۸. به پسره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: استهال دارم!
۹. پیرزنه پرسید: ببخشید فشارسنج از روی لباس هم اثر داره؟!
۱۰. نسخه مرده رو که نوشتم گفت: اگه میشه ویزیتشو رایگان کنین. گفتم: چرا؟ گفت: آخه جای پارک نبود ماشینمو الان یه جای ممنوع پارک کردم و پلیس هم رسید. برای اومدن پیش شما بیست هزار تومن جریمه شدم!
۱۱. پسره گفت: بی زحمت یه چیزی برام بنویس که وقتی سیگار می کشیم حالمون بد بشه!
۱۲. پیرمرده گفت: از صبح تا حالا یا سرم گیج میره یا سرگیجه دارم!
پی نوشت: از دو شب پیش به جز سافاری بقیه مرورگرهای اینترنتیمون از کار افتاده و نه اینترنت اکسپلورر کار می کنه نه موزیلا و نه گوگل کروم. کسی میدونه چرا؟
سلام
الان نزدیک هشت ساله که وبلاگ دارم و پست پیش برای اولین بار بود که نظرات یه پستو غیر فعال می کردم. برای اینکه دوستان خوب مجازی به زحمت نیفتند و احساس نکنند که باید حتما تسلیت بگند.
اما خیلی از دوستان با کامنت های عمومی و خصوصی منو شرمنده خودشون کردند.
از همه تون ممنون.
چه دوستانی که کامنت گذاشتند و چه دوستانی که ناراحت شدند.
این طور که فهمیدیم خبری که قبلا بهمون داده بودند یعنی ترخیص مریضمون از آی سی یو و مرگش توی بخش درست نبوده و اون توی آی سی یو فوت شده.
باتوجه به حرف پزشک معالجش که به شوهرش گفته بود: مریضتون بر اثر تصادف و آمبولی بعد از اون بیشتر ریه شو از دست داده بود و اگه هم مرخص می شد دیگه هیچ وقت یه آدم نرمال نمی شد توی این چند روز دارم فکر می کنم که یعنی اگه مرخص می شد و همه اش محتاج کپسول اکسیژن و ... بود و (شاید) هر روز عذاب می کشید بهتر بود؟
خلاصه که خدا این طور صلاح دونست من فقط به خاطر پسر و دخترش ناراحتم.
راستی ببخشید که کامنتهای پست پیش بی جواب موند
سلام
زنداداش آنی امروز صبح دقایقی بعد از ترخیص از آی سی یو و آوردن به بخش یکدفعه فوت کرده.
من هم هنوز جریان دقیق ماجرا رو نمیدونم
چند روزی نیستیم.
سلام
مریضمون که تازه به هوش اومده بود و رو به بهبود بود دچار عفونت شده. دقیقا نمیدونم با چه میکروبی اما ترجیح دادن دوباره بیهوشش کنن. خدا خودش به خیر کنه.
۱. به مرده گفتم: هیچ داروئی مصرف نکردین؟ گفت: فقط یه آمپول عمومی برام نوشتند زدم. یه نگاه به نسخه قبلیش کردم، بتامتازون زده بود!
۲. خانمه گفت: تا حالا چندبار رفتم دکتر اما خوب نشدم. شما دکتر ششمی هستین به سلامتی!
۳. برای یه بچه شربت دیفن هیدرامین نوشتم. مادرش گفت: شربتو بدم غرغره کنه؟ بچه گفت: قرقره رو بدش به من. من قرقره میخوام!
۴. (۱۴+) خانمه گفت: چندبار از این آمپول های ضد بارداری زدم حالا دیگه پر.یود نمیشم. گفتم: حالا باز هم میخواین آمپول بزنین؟ گفت: خوب آره دیگه!
۵. مرده گفت: مدتیه سینه ام درد میکنه. هفته پیش رفتم آنژیو اما خوب نشد. فهمیدم که از آنژیو نیست!
۶. به پیرزنه گفتم: چند سالتونه؟ گفت: پنجاه و شش سالمه البته شناسنامه مو هم کوچیک گرفتن!
۷. شیفتو که تحویل گرفتم پزشک قبلی گفت: دیشب کاغذ دستگاه EKG (نوار قلب)مون تموم شد. من تا صبح خدا خدا میکردم که مریض قلبی نیاد. گفتم: پس من هم تا آخر شیفت خدا خدا می کنم. گفت: خیلی ممنون!
۸. برای خانمه نسخه نوشتم. گفت: توی اینها داروئی نیست که اثر IUD رو از بین ببره؟!
۹. پیرمرده گفت: سرفه هام خلط داره خلطش هم مثل اینه که سفیده تخم مرغو با گندم مخلوط کرده باشی!
۱۰. پیرمرده گفت: رفتم پیش دکتر گوش گفت باید هربار میری حمام درپوش بگذاری در گوشت!
۱۱. مرده گفت: سرماخوردگی هم آلرژی ایجاد میکنه دیگه. درست میگم یا اشتباه؟!
۱۲. به پیرمرده گفتم: چه آزمایشی میخواین بدین؟ گفت: یه شکافت کامل!
۱۳. به پیرزنه گفتم: دارو احتیاج ندارین. گفت: پس حالا که تا اینجا اومدم اقلا فشارمو بگیر!
پ.ن۱: یه نکته جالب که اخیرا فهمیدیم اینه که توی کلاس عماد یه نفر هست که اسم و فامیلش دقیقا مثل منه!
پ.ن۲: هیچوقت باور نمیکردم یه روز صبح پنج نوع دارو بخورم و برم سر کار. اما بعد از کشیدن دندونم این کارو کردم: قرص مترونیدازول و کپسول آموکسی سیلین برای عفونت دندونم، قرص بروفن برای دردش، کپسول NO FLU که سال پیش برای تبلیغ بهم دادند و داشت تاریخش میگذشت (!) و بالاخره یه قرص رانیتیدین چون با خوردن اون داروها معده ام درد میگرفت!