ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
1. نامه هائی که از شبکه برای درمونگاه اومده بود پاراف میکردم که خانم دکتر دندونپزشک مرکز اومد توی مطب و گفت: برای من هیچ نامه ای نیومده؟ گفتم: نه! گفت: وااای من الان هشت ماهه که اینجام اما هیچوقت از شبکه برام نامه نیومده!
2. مرده اومد توی مطب و گفت: ببخشید ببینید میشه این بخیه هارو بکشم؟ گفتم: کجاتونه؟ گفت: به پامه. بعد اول رفت در مطبو بست، بعد کمربندشو باز کرد و کمی شلوارشو پائین کشید و شروع کرد روی پاش دنبال زخمش گشتن اما پیداش نکرد.
شلوارشو کمی پائین تر کشید و باز هم دنبال زخم گشت اما باز پیداش نکرد. کم کم شلوارشو کامل درآورد تا زخمشو پیدا کرد. روی مچ پاش!!
3. پیرزنه گفت: من توی خونه تنهام. فقط منم و کله خشکم!
4. پیرمرده گفت: دوتا انسولین برام بنویس. یکی آبی یکی دوغی!
5. پیرمرده گفت: مدتیه که فشارم دری وریه هی بالا پائین میشه!
6. (12+) مرده گفت: تنگی نفس دارم. رفتم پیش دکتر گفت: ر.ی.د.ه هات عفونت کرده!
7. گلوی زنه رو که نگاه کردم گفت: حالا ویروسیه یا خوب میشه؟!
8. خانمه گفت: ببخشید ما توی این سن میتونیم آزمایش اوره بدیم؟!
9. جواب آزمایش مرده رو نگاه کردم و گفتم: غلظت خونتون بالاست. گفت: حدس میزدم. اون روز که رفتم آزمایش اونقدر خونم غلیظ بود که توی سرنگ نمیومد!
10. به خانمه گفتم: شربت دیفن هیدرامینو غرغره کنین بعد هم اگه دوست دارین قورتش بدین. گفت: یعنی اگه قورتش ندم طوری نیست؟!
11. به مرده گفتم: غلظت خونتون بالاست. اگه میتونین یه واحد خون بدین. گفت: میشه خودم توی خونه هی با سرنگ از رگم خون بکشم؟!
12. (17+) نسخه خانمه رو که نوشتم گفت: ویزیتمو رایگان میکنی؟ من مستمری بگیرم و کسیو ندارم. وقتی رایگانش کردم گفت: یه بسته قرص ال دی هم توی نسخه ام مینویسی؟ لازم دارم!
پ.ن1: کسی میدونه چه بلائی سر سایت یک عاقد اومده؟
پ.ن2: عماد از مدرسه اومده و میگه: امروز توی زنگ نقاشی بچه ها هی کاغذهاشونو پاره میکردن و مینداختن توی سطل آشغال من هم آخر زنگ رفتم همه شونو برداشتم و گذاشتم توی کیفم و آوردم خونه. گفتم: برای چی؟ گفت: تا جنگل ها الکی از بین نرن!
سلام
1. به دختره که با کمردرد اومده بود گفتم: چیز سنگینیو بلند نکردین؟ مادرش گفت: سنگین ترین چیزی که این دختر توی خونه بلند می کنه قاشقه!
2. خانمه گفت: رفتم مطب دکتر .... گفتند تا چندماه دیگه نوبت نداره. اما منشیش گفت اگه از یه دکتر معرفی نامه بیاری میتونی بدون نوبت بری تو. گفتم: باشه براتون مینویسم. گفت: پس حتما مینویسین؟ دیگه لازم نیست به کس دیگه ای بگم؟!
3. پیرمرده گفت: چندروز پیش اومدم اینجا اما شما نبودین یه خانم دکتر دیگه بود!
4. خانمه گفت: اونقدر سرگیجه دارم که انگار هرروز منو میبندن به پنکه!
5. خانمه گفت: گوشم ضربه خورده. میشه توی گوشمو ببینین شکسته یا نه؟!
6. چند نفر دست و پای یه پیرمردو گرفته بودند و آوردند توی درمونگاه. دیدمش و گفتم: این که مرده. یکی شون گفت: ما الان زنگ زدیم خونه و گفتیم فشارش رقته بالا بردیمش درمونگاه حالا چطور بگیم مرده؟! (زیاد خنده دار نبود قبول دارم!)
7. به خانمه گفتم: آمپول میزنین؟ گفت: من سرم هم میزنم!
8. پیرمرده چندنوع دارو گذاشت روی میز و گفت: این داروهامو برام تکرار کنین. وقتی براش نوشتم گفت: خیلی وقته این داروهارو میخورم و خوب نمیشم. کاش دست شما شفا باشه بقیه که نوشتند که خوب نشدم!
9. دختره گفت: برام یه آزمایش رانندگی بنویس!
10. خانمه دفترچه بیمه رو گذاشت روی میز و گفت: لطفا نسخه رو آزاد بنویسین. گفتم: چرا؟ گفت: آخه دفترچه خودم نیست!
11. یکی از پرسنل درمونگاه با یه پیرزن اومد توی مطب و گفت: ایشون مادرم هستند. پیرزنه گفت: مایه خجالت!
12. پیرمرده گفت: این دو نوع قرصو برام بنویسین. گفتم: اینها که یکیند. گفت: پس فقط یکیشونو برام بنویسین!
پ.ن1: برامون یه حکم حقوقی جدید زدند اما حقوق آبانمون از حقوق مهرمون کمتر شد. از امور مالی شبکه پرسیدم: چرا؟ گفتند: چون حقوق اضافه شده توی ماه اول میره توی صندوق ذخیره بازنشستگی اما مالیاتش کسر میشه!
پ.ن2: جریان اضافه حقوقو برای معاون شبکه گفتم. گفت: این که چیزی نیست همین حکمو برای من زدن تاریخشو زدن از آبان 98! حالا کامپیوتر منتظره از آبان 98 این اضافه حقوقو برام محسوب کنه!
پ.ن3: عسل داشت تاب تاب میکرد و میخوند: اگه منو انداختی یه جائی میندازی!
بچه ای که کنار عسل روی تاب نشسته بود هم شروع کرد به خوندن همین شعر. یکدفعه مادرش به خانمی که همراهش بود گفت: یه نفر بود میگفت این شعرو به بچه هاتون یاد ندین چون ممکنه فکر کنن خدا عمدا اونهارو میندازه. بعد همونطور بچه رو تاب میدادند و به محض این که بچه میگفت: خدا منو نندازی هردوشون با هم میگفتند: نهههه خدا که آدمو نمیندازه! (پایان ماجراهای عسل در پارک) فعلا هم که توی این سرما نمیشه پارک رفت!