ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
سال نو بر همه شما مبارک
خوشبختانه خانم "ق" جانشین خانم "ر" هم مثل ایشون به من لطف داشتند و قرار شد من روز 29 اسفند یک شیفت تنها و 24 ساعته بدم و عوضش تا چهارم فروردین دیگه شیفت نداشته باشم.
آخرین مریضی که روز 28 اسفند دیدم سرفه داشت. گوشیو گذاشتم روی سینه اش و بعد که میخواستم از گوشم برش دارم اون فنر نیم دایره وسط گوشی شکست! جالب این که امروز صبح که اومدیم هنوز عوضش نکرده بودند و توی این چند روز با همون وضعیت باهاش مریض دیده بودند!
29 اسفند رفتم شیفت که متاسفانه برخلاف انتظارم خیلی شلوغ بود و شب هم نتونستم بخوابم. صبح روز سی ام برگشتم خونه و اول خوابیدم. بعد هم برای سال تحویل آماده شدیم. بعد از تحویل سال بود که یکدفعه توی گوش چپم احساس گرفتگی کردم. میتونستم حدس بزنم جریان چیه اما برای اطمینان رفتم توی شهر و توی یکی از کلینیک های شبانه روزی سطح شهر ویزیت شدم و خانم دکتر برام قطره مخصوص شستشوی گوش نوشتند و بعد هم ویزیتمو پس دادند. برام جالب بود که اصلا سابقه مشکل گوش نداشتم و حالا همین روز عید دچار این مشکل شده بودم.
خلاصه که این چند روز فقط مشغول ریختن قطره توی گوش و تحمل بوی اون بودم! تا دیروز که رفتم و پیش یکی از دوستان هم دانشکده ای سابق گوش مبارک شستشو داده شد. آقای دکتر هم نشناخت یا شاید هم نخواست آشنایی بده و من هم به روی خودم نیاوردم و هزینه را تقدیم کردم و برگشتم خونه.
یک روز هم رفتم به یک فروشگاه و گفتم: اومدم اولین کالابرگمو بگیرم که جناب فروشنده چندین بار روی دکمه های کارتخوان فروشگاه زد و بعد گفت باید همه شو همین جا بخرین. از ترس این که کمتر بشه کلی چیز برداشتم و بعد مجبور شدم بیشتر از مبلغ کالابرگ هم از جیب بدم!
امروز صبح هم که برای اولین بار در سال جدید اومدم سر کار. صبح به خودم گفتم: ببینم اولین مریض سال جدید چه مشکلی داره که ببینم تا آخر سال باید منتظر چی باشم؟ و اولین مریضم یک مریض قلبی بود که مجبور شدم با آمبولانس بفرستمش بیمارستان! خدا امسالو به خیر کنه!
خب امیدوارم امسال تا اینجا به شما هم خوش گذشته باشه. انشاءالله بعد از پایان تعطیلات با پست جدید درخدمتم.