ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
قرار بود امروز یه پست دیگه از خاطرات (از نظر خودم) جالب اینجا بنویسم و قرار بود در این پست از بازگشت دکترقهوه ای گرامی بنویسم و ابراز خوشحالی کنم.
اما وقتی پیش از نوشتن پست سری به کامنتها زدم و از طریق یکی از کامنتها به این پست رسیدم کلا به هم ریختم.
یادم افتاد که امسال کلا به وبلاگ روژین سرنزدم و نمیدونم چرا؟
ببین درد چه به روز این دختر صبور آورده بود که بالاخره چنین تصمیمی گرفته.
واقعا حیف از اون دختر شجاع و مقاوم،
مطمئنم اگه خودم هم بخوام امروز نمیتونم پست دیگه ای بنویسم.
فقط تونستم این چند خطو اینجا بنویسم و این آخرین کامنتو هم توی وبلاگ روژین
فعلا:
روژین عزیزم سلام
هیچوقت خودمو نمیبخشم که چرا زودتر از این سراغ این پست نیومدم
تا امشب که این خبر تلخو خوندم
میدونم که این کامنتو میخونی
میدونم که الان سرشار از آرامشی
دیگه نه دردی داری و نه رنجی
آروم بخواب نازنین
لینکت همیشه زینت بخش وبلاگم خواهد بود
فقط
بیچاره خانواده ات
بیچاره پاشا
بیچاره پاشا
بیچاره پاشا
خداحافظ
بعدنوشت: به گفته آبجی خانم خواهر گرامی روژین، ایشون در آخرین لحظات، نظرشونو تغییر دادن و بعد از سفر به ایران در خاک وطن فوت کردن.
خدا رحمت کند ولی روئین راحت شد مرگ موهبت هست دنیای کثیف و سیاهی هست شما دکترا هم فقط با مرده سروکار دارید بهتر درک می کنید بیچاره سلول ها را می شمرد ولی در وبلاگش از دو مرد همجنسباز آمریکایی که قانون سرشان نمی شه جنگ با عراق سوریه کشتن مردم بیگناه عادیه دفاع کرد ممکنه بگی ربطی به روژین نداره ولی همه چی به هم ربط داره با همونا هم محشور ه
دوست عزیز
این حق شماست که نظرتونو بگین
هرچند با نظرتون موافق نیستم
اما بهتر بود که اون قدر شجاعت داشته باشید که با اسم خودتون کامنت بگذارین ؟
من امروز با خانم امی صحبت کردم و ایشون فرمودند که این کامنتو ننوشتن
ولی یه جوری نوشتین بدفک کردم








وای ببخشم روژین خدارحمتت کنه
ینی یکی بمیره وبش کسادمیمونه
خواهش میگردد
آقای دکتریه چیزی
کسی که خودکش کرده هیچوقت آروم نیس
باورکنین
چی روآرامش؟
یکسرمیبرن جهنم
کسی روکه خودشو کشته
اینجوریام راحت نیس
اگه بودکه آدم نمیموند روزمین
اما طبق گفته خواهرشون ایشون خودکشی نکردن
روژین کی بود؟
لینکش هست
روژین کی بود؟
لینکش هست
سلام دکتر من ایشون رو نمیشناختم اما گریه کردم
خدایش بیامرزد.
سلام
خدا رحمتش کنه
خبر برگشتن دکتر قهوه ای خیلی خوب و خوشحال کننده بود
ولی رفتن روژین واقعا حالمو گرفت و خیلی خیلی ناراحتم کرد
روحش قرین رحمت و ارامش الهی
واقعا
ممنون از لطفتون
هیچی نگین می تونین منو بزنین خخخخ
فقط اگه پیداتون نکنم!
دردناک بود ... خیلی ...
خدا صبر بده به بازماندگانش ...
واقعا
آمین
سلام
روژین واقعا حیف شد. روحش شاد
سلام
واقعا
سلام شما مراحمین با کمال میل در خدمتم هروقت کار ترجمه باشه
واکسن مگه خطرناکه خودش به خودش بزنه آدم؟؟؟
سلام
ممنون
نه
آدرس میدم دیگه دکتر
منتظرم
یادش همیشه سبز است
در خلوت خیالم...
دقیقا
یادش گرامی
بله بله با شما بودم
:))))
شما لطف دارید
من نمی شناختم ایشونو،ولی رفتم پست اول و آخر رو خوندم ... از اون لحظه تو شوکم ... برای من خیلی درد ناک بود وقتی دیدم اون آدم دیگه نیست ... وای به حال بقیه که باهاش زندگی کردن ... خدا صبرشون بده.
ممنون از لطفتون
واقعا خدا صبرشون بده
بعدها ک برگشتم تو وبلاگم میخونید
من از کامنتا فکر کردم فوت نشدن اما با پست حدیدشون دیدم به آرامش رسیدن
عجب
پس منتظرم
فقط کدوم وبلاگتون؟!
سلام وبلاگ روژین خانوم کدومه /؟
سلام
Rojna.blogfa.com
سلام
روحشون قرین آرامش
سلام
ممنون
سلام
چه دردناک
روحشون شاد
سلام
واقعا
ممنون
جهت اطلاعتون، ِوژین شجاع تصیمش رو عوض کرد، در عوض رنج راه رو به جون خرید که پدر و مادر پیرش رو با خودش به ایران برسونه. قرار بود که همین هفته به آمریکا برگرده ... ولی دیگه خستگی مجالش نداد و خدا بردتش
ممنون از اطلاع رسانیتون
باز هم تسلیت میگم
سلام...آدم نمیدونه چی بگه واقعا
از طریق این پست وبلاگشون رو دیدم ...واقعا باورکردنی نیست
سلام
واقعا
سلام
دشمنتون شرمنده باشه آقای دکتر ربولی
براتون آرزوی بهترین ها رو دارم
سلام
خواهش
سلام
فکر کنم برای روژین حسابی ناراحتین که تشریف ندارین....خیلی ناراحت کننده بود...
سلام
شرمنده تا دیروقت بیرون بودیم فردا هم شیفتم
انشاءالله جمعه جواب کامنتهارو میدم
اصلا نمیخوندمشون...
خدا رحمتشون کنه...
ممنونم
سلام
من متاسفانه نمیشناسمشون
ولی هرجا هستن ان شاالله در آرامش باشن
سلام
سپاسگزارم
اقای دکتر ایشون ک ایران هستن و در قید حیاتن
ایشاالله سلامت باشن.
مطمئنین؟
تا هر روز و هر روز آدم با درد نباشه نمیتونه درک کنه
تو این 4 سال ک هر روز و هر شب درد دارم چقدر پست وبلاگش رو فهمیدم
خوشبحالش ک ب ارامش رسید واقعا خوشبحالش امیدوارم هرچه زودتر برای من هم برسه اونقدر مشتاق مرگم که حد و اندازه نداره ...
شما چرا؟
منم براش آخرین کامنتو گذاشتم
ولی کیه که بیاد تایید کنه؟؟
یادش گرامی
باید بیشتر قدر همو بدونیم
خوشبختانه تایید شدند
واقعا
رژین عزیز روزهای اخر را در ایران و در کنار خانواده و همسرش سپری کرده.بعد از گذشت چند روز هنوز نمیتونم این خبر را هضم کنم.
ممنون از اطلاع رسانیتون
واقعا
ممنون
چقدر دوستش داشتم و از شخصیت مقاوم و جنگنده اش لذت می بردم و تحسینش می کردم هرچند با پست های اخیرش میشد حدس زد ولی بازم غافلگیر شدم
ارزوی صبر دارم برای خانواده اش مخصوصا پاشا
ممنون از لطفتون
من هم همین طور
من کلی براش اشک ریختم.
فقط برامون دعا کنه.
آمین
اخ که چقدر ناراحت شدم:( هنوز باورم نمیشه روژین دیگه نیست...دیگه نمیاد که بنویسه
به ارامش رسید ولی سخت گذشت تا رسید...چه دنیای بی رحمیه و چه بد ادمها رو از همدیگه میگیره:(
خدا به خانواده اش صبر بده
واقعا
واقعا
سلام...
من خیلی متاسفم که این سلام همزمان با یک خداحافظی تلخ شده...
اما خوشحالم که پایانی بر دردهای دختری شده که بیماری حتی یک ثانیه امید براش باقی نگذاشته بوده...
من فکر میکنم ما هیچوقت بدرستی اون رو درک نخواهیم کرد مگر درچنین شرایط بسیارسختی قرار بگیریم...و شاید اون تصمیم درستی گرفته باشه
نمیشه درقالب کلمات درمورد این مساله حتی نوشت چون این درد برای خودش و البته ناراحتی برای ما خیلی بزرگتر از جملات هست.
امیدوارم روحت شاد و در آرامش باشه دختر نازنین و هراونچه سختی کشیدی در جهان دیگری آسایش رو تجربه کنی و غرق خوشی باشی
سلام
ممنون از لطفتون
وای نکنه خدای نکرده خودکشی کرده؟
طبق گفته خواهرشون نه
بله چند وقت پیش متوجه شدم. خیلی دردناک بود. روحش شاد و قرین آرامش. برای بازماندگانش آرزوی صبر دارم.
ممنون از لطفتون
بیچاره پاشا، بیچاره آبجی خانمها، بیچاره پدر و مادرش، بیچاره ما.
واقعا
این شعر سهراب تقدیم به خوانندگان
بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم
(دیده ام گاهی در تب ، ماه می آید پایین ،
می رسد دست به سقف ملکوت .
دیده ام ، سهره بهتر می خواند .
گاه زخمی که به پا داشته ام
زیر و بم های زمین را به من آموخته است .
گاه در بستر بیماری من ، حجم گل چند برابرشده است .
و فزون تر شده است ، قطر نارنج ، شعاع فانوس .)
و نترسیم از مرگ
(مرگ پایان کبوتر نیست .
مرگ وارونه ی یک زنجره نیست .
مرگ در ذهن اقاقی جاری است .
مرگ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد .
مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید .
مرگ با خوشه ی انگور می آید به دهان .
مرگ در حنجره ی سرخ ـ گلو می خواند .
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است .
مرگ گاهی ریحان می چیند .
مرگ گاهی ودکا می نوشد .
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد .
و همه می دانیم
ریه های لذت ، پراکسیژن مرگ است.)
در نبندیم به روی سخن زنده ی تقدیر که از پشت چپرهای صدا می شنویم .
و در جای دیگری از شعر سهراب آمده:
و اگر مرگ نبود ، دست ما در پی چیزی می گشت .
ممنون از لطفتون
من جز خوانندگان خانم دکتر نبودم شایدگذری چند باری خونده بودم ...ولی دیشب که این خبر خوندم رفتم تو وبلاگشون و از صبح قشنگ فکری ام ....
خدا به خانوادشون صبر بده و همسرشون
ممنون از لطفتون
خیلی خیلی خیلی رفتن روژین سخته من دیروز متوجه شدم واقعا بیچاره پاشا.
روژین عزیزم میدونم که الان دیگه آرامش داری و درد نداری ولی برای ما رفتنت خیلی سخته
ممنون از لطفتون
ایضا
سلام. خدایا سلامتی، ایمان و بویژه امید را از ما نگیر. خدا رحمتش کنه. معلوم نیست ما جای او بودیم چه می کردیم. خداوند به خانواده اش صبر بدهد. رفتن حق است و این سهم همۀ ماست. امید که با دست پر از این دنیای گذرا برویم.
سلام
آمین
دکتر دوست داشتنی ما
من؟
وای ... خیلی ناراحت شدم
ایضا
یا قمر مصنوعی!
دکتر قهوه ای؟!
گفتن یه رازی توی این اسم هست
ولی هیچوقت نگفتن چی؟
آخ خدایا، ببخش و بیامرزه.
ممنون
ای وای پس روژین رفت:(
چقدر دلم برای نوشته هاش تنگ میشه و عکساش..
بله متاسفانه
واقعا
من برات کامنت وب زمزم رو گذاشتم - از شدت اندوه نمی دونستم با کی درد دل کنم . باید یکی رو پیدا میکردم که روژین عزیزمو بشناسه . دختر منو - به من گفته بود "مادر مجازی " همیشه این لقبو با خودم میکشم . همیشه ...
ممنون که خبر دادید
واقعا خبر دردناکی بود
سلام
واقعا دکتر شخصیت عجییب و البته جالبی دارید واقعا وبلاگتون نظرمو جلب کرد چطور ممکن هست یه پزشک انقدر بااحساس باشه و خاکی؟؟؟؟
به جرعت میتونم بگم وبلاگتون انقدر جذاب بود برام که باز هم میام و میخونم مطالبتونو.
سلام
شما لطف دارین
اما من از این تعجب شما بیشتر تعجب کردم