ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
توی پی نوشت های این پست یه چیزی میخواستم بنویسم که چون خیلی طولانی شد بقیه شو گذاشتم برای پست بعد و موقع نوشتن پست بعد هم کلا فراموشش کردم و هیچ کدوم از شما هم بهم یادآوری نکردین.
میخواستم بنویسم توی این چند سالی که این گروه با همه فراز و نشیبهای خودش پابرجاست گه گاه مرگ پدر یا مادر یا سایر اقوام دوستان را به همدیگه تسلیت گفته بودیم اما زمان نوشتن اون پست اولین باری بود که مرگ فرزند یکی از دوستانو بهش تسلیت میگفتیم. اون هم مرگ به علت سرطان. تقریبا هیچ کدوم از ما، به جز چند نفر از دوستان خیلی نزدیکشون اصلا خبر نداشتیم این زن فعال و پر انرژی درحالی توی بحثهای گروه مشارکت میکنه و ظاهر شادی داره که درواقع توی خونه با چنین مشکل بزرگی روبرو شده. و برای همین همه مون به شدت غافلگیر شدیم.
گذشت و اون خانم دکتر بعد از مدت زمانی کم کم آروم تر شد.
تا دیشب.
دیشب یکی از خانمهای همکلاس دانشکده بعد از مدتها بهم پیام داد و گفت از ..... (یکی دیگه از دوستان همکلاس دانشگاه که من توی دبیرستان هم باهاش همکلاس بودم) چه خبر؟ گفتم: چطور؟ و تازه فهمیدم دختر دوستمون که زمانی توی شهر اسمشو نبر توی مهدکودک آنی بود و درکنکور امسال توی یه رشته خیلی خوب قبول شده بود و همه مون کلی به خودش و همسرش (که او هم از دوستان همه مون بود) تبریک گفته بودیم بعد از یه تصادف شدید توی ICU بستری شده.
توی اون موقع شب امکان رفتن به بیمارستانو نداشتم پس از طریق موبایل با چند نفر تماس گرفتم و نهایتا فهمیدم که موضوع واقعیت داره و حالش هم چقدر وخیمه.
همچنان پیگیر اوضاع بودیم که بالاخره حوالی نیمه شب خبر مرگش به دستم رسید.
جرات نکردم توی گروه تسلیت بنویسم چون نمیدونم پدر و مادرش اصولا در جریان هستند یا نه؟ پدری که خودش هم هنوز بستریه و مادری که وقتی از همه جا ناامید شده بدون این که به کسی حرفی بزنه ماشینشو برداشته و رفته و فقط یک بار جواب یکی از دوستانو داده و گفته دارم میرم شفای دخترمو از امام رضا بگیرم.
امروز عصر دارم میرم بیمارستان نمیدونم بتونم برم توی ICU ببینمش یا نه؟ و اگه رفتم نمیدونم چی بگم؟ چون اصلا همدردی بلد نیستم.
حال و حوصله چک کردن متن و ویرایش غلط های احتمالیو ندارم. اگه متن مشکلی داره به بزرگی خودتون ببخشید.
ممنون
منم مدام به خودم میگفتم یا شاید تلقین میکردم که دلداری بلد نیستم و به خاطر همین چند تا موقعیت از دوستام دلجویی نکردم با اینکه حالم از اتفاقی که براشون افتاده بود واقعا بد بود
ولی بعد فهمیدم خیلی برای خودم پیچیده ش کردم نباید این کارو بکنم و یه جمله ی ساده هم خوبه .هر کسی یه طوری با شرایط بدش کنار میاد ولی خوب شاید یه جمله ی ما یه ذره بهترش کنه .بدتر که نمیکنه
طفلک مادر
روحش شاد خدا همه بیمارا رو شفا بده
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من ....
راستش کلی نوشتم ولی بعدش پاک کردم
خدا این روزا به همه صبر بده ...
سلام دکتر.منم اصلا هم دردی بلد نیسم گگگ. بنظرم هرچی بگم غم فرد کم نمیکنه آخه هنوزم اطمینان ب وجود جهان دیگه ندارم.پدربزرگم تابستون فوت شد لحظه ای ک دفن کردن دیدم همیشه اون یادمه.بعد اون گریه نکردم تا وقتی ک توی خوابم اومد اونجا گریه کردم.
روحشان شاد
ای وای چقدر ناراحت کننده.. تو همسایگی ما هم تک دختر یک زن و شوهر پزشک معروف و پولدار تو ۱۷ سالگی با تفنگ شکاری خودکشی کرد.
نفهمیدم چی شد؟ یعنی دختره دوستتون فوت کرده و خود دوستتون هم کرونا گرفته و بستریه؟
امروز فقط دوساعت برای علی انصاریان گریه کردیم عجب اخباری دادی دکتر
وحشتناک بود.امیدوارم این حال بد رو هیچ پدر و مادری تحمل نکنن. خدا صبرشون بده.
چقدر تلخ
خدا به والدینشون صبر بده ...
ناراحت شدم. زندگیهامون به مویی بنده، شادی هامون هم همچنین.... خدا بهشون صبر و شادی بده. الهی آمین.
سلام
انشاءالله هر چه سریعتر شفا پیدا بکنن :((
چقدر تلخ
امیدوارم با خبرهای خوب برگردی
گاهی میدونی اما نمیخوای که بدونی چون دردناکه
زندگیه دیگه... نمیشه انتظار داشت مرگی توش نباشه مرگ یه واقعیت بدیهیه که باورش برامون سخته!
اتفاقا امروز داشتم از کوچه گذر میکردم که نگاهم به دوتا از همسایه ها افتاد، هردوشون دوتا پسر داشتن و هر کدام یه پسر معتاد و یه پسر سالم داشتن.
توی دوسال گذشته هردو پسر سالم همسایه ها توی سانحه فوت شدن و دوتا پسرای معتاد موندن
طی این دوسال دیدم که اون پسرای معتاد چقدر تغییر کردن و بهتر شدن!
خدا بهشون صبر بده. خیلی خیلی تلخه.
سلام و هزاران درود بر دکتر عزیز
خدایش بیامرزد چقدر سخته واقعا
سلام
چه ناراحت کننده
برای هر دو عزیز که فرزندانشان را از دست دادند. نمیشه گفت کدام مرگ برای اطرافیان دردناکتره با سرطان یا تصادف.
اما تصادف ناگهانی تره و شوک بدتری وارد می کنه.
خدا بهشون صبر بده
امان از این رنج های سخت دنیا
خدا بهشون صبر بده حتما تحملش خیلی سخته...
سلام دکتر جان
ای وای چقدر متاسف شدم...خدا بهشون صبر بده ...الهی هیچوقت عزیزی روی تخت بیمارستان نیوفته...طفلکی ها الان چه حالی دارن؟؟!!امیدوارم شما هم هیچوقت به غم و سوگواری برای ملاقات کسی راهی نشید.
سلام جناب دکتر
خدا قوت و پرتوان باشید
خدا به حق حضرت زهرا س و امام رضا س این پدر ومادر عزیز و محترم ، صبر جمیل و زینبی و آرامشی به اندازه ی بزرگی خود مهربونش عطا کنه
و روح فرزندشون مورد رحمت و مغفرت الهی قرار بگیره و در شادی و آرامش باشه و به پدر ومادرش شفای و عاجل و کامل عطا کنه ، همینطور شفای عاجل وکامل خداوند عطا کنه به فرزند سرطانی دوستتون
در آستانه ی روز ولادت حضرت زهرا س هستیم و روز مادر و خدا مادرتون رو مورد رحمت و مغفرت قرار بده و روحشون شاد و در آرامش و با حضرت زهرای اطهر س محشور بشند الهی امین
چقدر وحشتناک
خدا دلشون رو آروم کنه.
سلام.
کاش میشد هیچ کس این چیزا رو تجربه نمیکرد
چقدر غم انگیزه.
ای بابا... عجب دنیای بی ارزشی واقعا.زندگی به مو بنده.
واقعا دیگه خبری از دیادیا ندارید؟
هنوز تو ذهنم هستن
خدا بیامرزتش
واسه مادرش بیشتر ناراحت شدم...
بنظرم هیچ دردی بزرگتر و دردناک تر از مرگ فرزند آدم نیست
خدا بهشون صبر بده.. هرچند اون آدما دیگه هیچ وقت آدم قبلی نمیشن
چقدر تلخ
سلام اقای دکتر . چه قدر از خوندن پستتون ناراحت شدم . تسلیت میگم بهتون. خدا به دوستتون و همسرش صبر بده. داغ اولاد داغ سنگینیه ...
ای بابا چه دردناک . تسلیت میگم . ولی باید بپذیریم مرگ هم یک واقعیت انکار ناپذیر هست .
سلام.برای من که امسال خواهرزادمو از دست دادم و هر لحظه شاهد آب شدن خواهرم هستم.تصور کردن شرایط پدر و مادر اون بچه ها اصلا کار سختی نیست.
فقط میتونم امیدوارم خدای مهربون بهشون صبر وآرامش بده.هر چند بنظرم هیچ پدر و مادری با چنین شرایطی ارامش و..نداره
کاش هیچ پدر و مادری اینجوری امتحان نشه..آمین
ای داد.دردمون یکی دو تا نیست.