ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
۱. یه مرد ناشنوا مادرزنشو آورده بود٬ دختر حدودا ۱۰ ساله مرد هم همراهش بود.
پیرزنه یکی یکی شروع کرد بیماریهاشو گفتن و آخر هر مورد یادآوری میکرد که علت اصلی این بیماریها به علت اذیتهای دامادشه. مرد بیچاره هم یه گوشه ایستاده بود و فقط لبخند میزد.
توی یه فرصت کوتاه که پیرزنه داشت توی کیفشو میگشت تا داروهائی که میخوره بیرون بیاره و بهم نشون بده دختره اومد جلو و آروم بهم گفت: آقای دکتر! مامان بزرگم داره الکی میگه٬ این مامان بزرگمه که همه اش بابامو اذیت میکنه!
۲. پیرزنه گفت: اون قطره چشم که اون دفعه برام نوشتی اصلا فایده نکرد.
گفتم: چرا؟ گفت: آخه اصلا چشممو نسوزوند!
۳. به خانمه گفتم: پیش کدوم دکتر میخواین برین تا دفترچه تونو مهر کنم؟ گفت: دکتر زنونه!
۴. به پیرمرده گفتم: از کدوم قرصهای فشار میخورین؟ دونوع قرص از جیبش درآورد و گفت: دکتر بهم گفته از این یکی شبی یکی بخور٬ از اون یکی هروقت کیفت کشید بخور!
۵. به پیرمرده گفتم: فشارتون بالاست٬ پیاده اومدین درمونگاه؟ گفت: نه با دوچرخه!
۶. به مرده گفتم: این قرصو نصف کنین و بدین بچه تون بخوره٬ گفت: کپسولو باید کامل بخوره؟!
۷. خانمه بچه شو آورده بود و میگفت: این بچه هیچ مشکلی نداره فقط هروقت میخنده «اینجا»ی دلش درد میگیره!
۸. نسخه یه بچه ۳-۲ ساله رو نوشتم و رفتند٬ سرم پائین بود که بابای بچه صدام کرد و گفت: آقای دکتر! این بچه دوساعته اینجا ایستاده و داره با شما «بای بای» می کنه ها!
۹. یه پسر کوتاه قد اومد تو و گفت: من برای قد کوتاهم پیش کی باید برم؟ گفتم: برو پیش دکتر «م» (متخصص غدد) گفت: رفتم٬ اما فایده نداشت. ۳-۲ ماه داروهاشو مصرف کردم فقط ۱۰ سانت بلند شدم!
۱۰. خانمه میگفت: من هروقت احساس کنم دارم سرما میخورم یه مقدار دارو برای پیش بینی میخورم! (ترجمه: پیشگیری)
۱۱. پیرمرده میگفت: من چند روزه که حصبه دارم! (ترجمه: عطسه)
۱۲. به پسره گفتم: آمپول میزنین یا کپسول بنویسم؟ گفت: کپسول بنویسین٬ آخه من به نیابت از دوسه نفر که همه مون مثل هم مریض شدیم اومدم٬ اونها هم هیچکدوم آمپول نمیزنن!
۱۳. به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ مادرش گفت: چند روزه که میخواد پریود بشه اما نمیاد!
۱۴. مریض رفت بیرون و کسی نیومد تو٬ نشسته بودم توی مطب که یه نفر لای درو باز کرد و گفت: من فکر کردم یه آدم اینجا هست که نیومدم تو اما ظاهرا هیچ آدمی توی این اتاق نیست!!
۱۵. نسخه مرده رو نوشتم و گفتم: دیگه هیچ مشکلی نداشتین؟ گفت: یعنی اینها که براتون گفتم بس نیست؟!
پی نوشت: فردا برای عید دیدنی از فامیلهای ساکن شاهین شهر راهی اون ولایت هستیم٬
پس یکی دو روزی در خدمتتون نخواهیم بود.
بعدنوشت: اصلا نرفتیم!
دوباره سلام.امشب خدا رو شکر اوضاع اینترنتم خوب بود و ما وقت کردیم یه سری به پست های قبلی تون بزنیم.









1-حرف راستو بچه میزنه.
2-
8-جانم عزیزم جیگرم!
9-همونم خوب بوده واالله!
12-
13-
راستی!وبلاگ عماد جان چیه آدرسش؟
سلام
ممنون از نظرتون
www.emad83.blogsky.com
من فکر کردم یه آدم اینجا هست که نیومدم تو اما ظاهرا هیچ آدمی توی این اتاق نیست!!