ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
توی پست قبل نوشتم با توجه به اینکه بعضی از افراد فامیل اینجارو کشف کردن ممکنه مجبور بشم بعضی از پستهارو رمزدار بنویسم.
خدائیش انتظار چنین عکس العملیو نداشتم. خیلی از دوستان طوری عکس العمل نشون دادن که انگار من تصمیم دارم همه پستهارو رمزدار کنم!
چشم سعی میکنم حتی الامکان رمزدارها کمتر باشند.
و این هم ادامه گلچین
راستی به نظر شما هر پنجاه پست خاطرات یه گلچین خوبه یا کمترش کنم؟
۵۱. به مَرده گفتم: قد دخترتون خیلی کوتاهه. گفت: اشتباه میکنین دکتر! این سه برابر این قدش زیر زمینه!
۵۲. به مرده گفتم: توی خونواده سابقه بیماری خاصی ندارین؟ گفت: مادرش لوپوس داره. میدونی لوپوس چیه؟ یه بیماریه درست مثل ام اس!
۵۳. به خانمه گفتم: پدرش سیگار میکشه؟ گفت: آخه میشه مرد سیگار نکشه؟!
۵۴. میخواستم برای یه بچه سرماخورده دارو بنویسم که مادرش گفت: راستی این بچه به استامینوفن حساسیت داره. گفتم: یعنی اگه بخوره چی میشه؟ گفت: دمای بدنش میاد پائین!
۵۵. داشتم مریض میدیدم که مَرده سرشو کرد توی مطب و گفت: ببخشید برای دیدن شما کجا باید بلیت بخریم؟!
۵۶. به پسره گفتم: این دفترچه که مال خودتون نیست. گفت: مال بابامه٬ به خدا من هم پسر بابامم!
۵۷. به پیرزنه گفتم: قرصهای فشارتون چه رنگی بودند؟ گفت: رنگ هویج!!
۵۸. به پیرزنه گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: چند روزه که شکمم خیلی گاز میده!!
۵۹. خانمه پسرشو آورده بود و میگفت: این هر روز از صبح تا شب هی خلط میاد توی گلوش و همه اش صدای کانگورو درمیاره!
۶۰. ساعت یک بعداز نصف شب٬ یه پسر جوون اومد توی مطب. گفتم: بفرمائین. گفت: من چیزیم نیست٬ سه هفته پیش یه دونه قرص کلونازپام خوردم حالا که توی خونه گفتم به زور منو آوردند دکتر! همون موقع همراهش اومد تو و گفت: این پسر معتاده٬ یک ساعت پیش سه بسته قرص خورده آوردیمش! پا شدم و از مطب اومدم بیرون که با پرسنل برای شستشوی معده و ... هماهنگ کنم که همراهش صدام کرد و گفت: بیائین نگاه کنین! رفتم و دیدم پسره هنوز داره با صندلی من حرف میزنه!
۶۱. خانمه با عفونت زنانه اومده بود و میگفت: ببخشید مزاحم شدم٬ من همیشه میرفتم پیش ماما اما حالا دیدم ویزیتشونو گرون کردن ویزیت شما توی درمونگاه ارزونتره مجبور شدم بیام پیش شما!
۶۲. به خانمه گفتم: مشکلتون چیه؟ به شوهرش گفت: تو برو بیرون روم نمیشه جلو تو بگم! و بعد گفت: سوزش ادرار دارم!
۶۳. مرده داروهاشو گرفت و بعد اومد توی مطب و گفت: من که گفتم تب دارم٬ برام تب بر ننوشتین؟ گفتم: چرا من که استامینوفن نوشتم. گفت: مگه استامینوفن تب بره؟ به حق چیزهای نشنیده!
۶۴. نسخه پیرزنه رو نوشتم و دادم دستش گفت: ممنون خدا خرجتو زیاد کنه!
۶۵. به مَرده گفتم: قندتون داره بالا میره چیزهای شیرین کمتر بخورین. گفت: من قنادم روزی چندبار انگشتهامو لیس بزنم هم قندم بالا میره!
۷۸. یه دختر پنج شش ساله رو معاینه کردم و گفتم: احتمالا آپاندیسه ببرینش آزمایش. مادرش شروع کرد که: حالا براش یه دارو بنویسین اگه بهتر نشد میبریم. گفتم: نه همین حالا ببرین. خلاصه که به زحمت راضیشون کردم ببرنش.
چند روز بعد آوردنش و گفتند: چون شما تشخیصتون خیلی خوب بود و فهمیدین آپاندیسه آوردیم بخیه هاشو هم خودتون بکشین!
۷۹. نسخه مریضو که نوشتم همراهش گفت: حالا این داروها براش خوب هست؟!
۸۰. به خانمه گفتم: اسهالتون خونی بود؟ گفت: توالت ما چراغ نداره!
۸۱. پیرمرده گفت: هفته پیش برای درد پام اومدم اینجا برام دارو نوشتین خوب شد. البته به خواست خدا خوب شد نه داروهای شما!
۸۲. نسخه پیرزنه رو که نوشتم گفت: خیلی ممنون خدا عوضی بهت بده!
۸۳. خواستم برای مرده نسخه بنویسم که دیدم عکسش روی دفترچه هست اما اسمی که توی دفترچه نوشته شده اسم یه خانمه. بهش گفتم: انگار اسمتونو توی دفترچه اشتباه نوشتن. گفت: آره اسم خانممه. توی دفترچه اون هم اسم منو نوشتن. فکر کنم برای اینکه نتونیم دفترچه مونو به خونواده های دیگه بدیم!
۸۴. گلو یکی از بچه هارو نگاه کردم. به مادرش گفت: مامان بیا ببین چقدر بچه بستنی خوردن بعد آقای پارکی چوبهاشونو جمع کرده داده به دکتر!
۸۵. خانمه پسرشو آورده بود و گفت: توی کمرش یه لکه زده میخواین ببینین؟ گفتم: باشه. گفت: ببخشین که باید پشتشو بکنه بهتون!
۸۶. خانمه پرسید: این قرصهائی که میگن اشتها آورند، فقط اشتهارو بالا می برند یا وزنو هم بالا میبرند؟!
۸۷. پیرزنه گفت: این آزمایشو چند روز پیش اون دکتر چشم درشته برام نوشت حالا شما جوابشو میبینین؟!
۸۸. برای پیرزنه طبق دستور آزمایش کلی نوشتم. بعد شصتاد نوع قرص قند و فشار و ... ریخت روی میز و گفت: اینهارو هم میخورم. برام بنویس. شروع به نوشتن کردم که گفت: حواست باشه داروهارو ننویسی روی آزمایشها!
۸۹. به خانمه گفتم: این دفترچه که مال خودتون نیست. گفت: نه هیچ داروئی نخوردم. دخترش گفت: میگن این دفترچه که مال شما نیست. آروم گفت: میدونم دارم حواس دکترو پرت میکنم!
۹۰. به پیرمرده گفتم: چه آزمایشی میخواین بدین؟ گفت: یه شکافت کامل!
۹۱. مرده گفت: همه شکمم از ناف به پائین درد می کنه. بی زحمت برام یه سونوگرافی از زیر ناف بنویس!
۹۲. میخواستم برای یه بچه نسخه بنویسم. به مادرش گفتم: چند سالشه؟ همراهشون رو کرد به مادر بچه که ساکت سر جاش ایستاده بود و گفت: به کوتریموکسازول حساسیت داره؟ مادرش هم گفت: نه نداره! و بعد هردوشون ایستادند و به من خیره شدند!
۹۳. مرده با سرماخوردگی اومده بود و گفت: من توی شهر .... درست چسبیده به دیوار درمونگاه شبانه روزی زندگی می کنم. اما هربار مریض می شم میام اینجا چون به این درمونگاه اعتقاد پیدا کردم!
۹۴. به یه پسر هشت ساله گفتم: کجات درد می کنه؟ گفت: همون جائی از گلو که آدمو باهاش خفه می کنن!
۹۵. خانمه گفت: چند روزه که گوشم درد میکنه. شما اونقدر اطلاعات دارین که توی گوشمو ببینین؟!
۹۶. مشغول معاینه خانمه و گرفتن شرح حال ازش بودم درحالی که بچه دو سه ساله اش فقط تکونم میداد و درحالی که اسکناس توی دستشو به طرفم دراز کرده بود مرتبا میگفت: عمو! بیا پول!
۹۷. به پیرزنه گفتم: از کدوم قرصها برای فشارتون میخوردین؟ گفت: از همون قرصها که یه خط وسطشونه!
۹۸. به پیرزنه گفتم: فشارتون بالاست. مگه قرص فشارتونو نمی خورین؟ گفت: چرا اما دکتر یه قرصهائی بهم داده که خیلی کوچیکند اصلا به درد نمی خورند!
۹۹. به پیرزنه گفتم: قرصهای فشارتون چه رنگی بودند؟ گفت: نمیدونم من سواد ندارم. گفتم: دیگه رنگشون که ربطی به سواد نداره که. گفت: من بی سوادم نشنیدی که میگن آدم بی سواد کوره؟!
پ.ن۱: دفعه اول که دوشهر از شهرستان ما به عنوان پایلوت پزشک خانواده شهری انتخاب شد برای اون دو درمونگاه اینترنت گذاشتند و وقتی پزشک خانواده ول شد قطعش کردند. وقتی برای بار دوم بحث پزشک خانواده شهری شروع شد اینترنت همه درمونگاه ها برقرار شد اما باز مدتیه که قطعشون کردند پس نتیجه میگیریم که همچنان خبری از پزشک خانواده شهری نیست!
پ.ن۲: بالاخره بقیه اضافه کار زمستون پارسالو گرفتم!
پ.ن۳: پنجشنبه گذشته درحین دانلود یه فایل اینترنتمون قطع شد و هرکار کردم وصل نشد. مودمو بردم نمایندگی سرویس دهنده اینترنتمون که گفت برو دوشنبه بیا دنبالش. دوشنبه زنگ زدم که گفتند مودمتون قابل تعمیر نیست. رفتم اونجا که مسئولش برای اینکه ایرادو نشونم بده مودممو وصل کرد به اینترنت خودش و گفت: انگار درست شده! مودمو آوردم خونه که دیدم همچنان اینترنت قطعه. زنگ زدم دفترشون که بالاخره یه نفرو فرستادند خونه و او هم بعد از کلی امتحان خط تلفن و ... زنگ زد دفترشون و گفت میشه خطشونو یه بار ریست کنین؟ ریست کردند و درست شد. آقای کارشناس هم فرمودند شرمنده ایراد از طرف ما بود!
پ.ن۴: این هم یه لینک از آموزش یکی از کارهائی که هیچوقت نتونستم راحت انجامش بدم!
پ.ن۵: از چند روز پیش همچنان میخوام برنامه سایت فیدلی رو نصب کنم که ظاهرا جایگزین گوگل ریدره اما هنوز موفق نشدم چون اصولا دانلود نمی شه!
پ.ن۶: با چندروز تاخیر روز ماما هم مبارک!
خیلی جالب بودن دکتر
ممنون
وااااااااااااای خدا ترکیدم از خنده...
خدا اجرت بده دلمونو شاد کردی.
ممنون از لطفتون
واقعن خنده دار بود اکثرش..بضی اوقات poker face بودم!
ممنون از لطفتون
خدا خیر دنیا و آخرتتون بده دکتر!دل جوونای ملتو شاد میکنین!!!



ممنون
mordam az khandeh!!!!
خنده تون مستدام
چرا رمزی خو
از ترس اقوام
آدرس وبلاگ عماد رو بگین . چه معنی داره تو لیست وبلاگ دوستاتون نباشه!
وا
بگم که برین اونجا کامنت بگذارین بعد فامیل از روی کامنت شما وبلاگ مارو پیدا کنن؟!
این مال من بود :
" سلام
تو این اوضاع نابسامان اقتصادی این : "ممنون خدا خرجتو زیاد کنه!"
واقعا بی رحمی بود !"
بله بله یادمه
این دفعه خیلی جالب بودن هر لحظه مظلومیتتون بیشتر میشه
ممنون
مظلومیت؟
سلام
خداییش واسم سوال شد شما کجا طبابت می کنید که مردمانش اینقدر با نمکن؟
سلام
شرمنده هنوز قصد خودکشی ندارم :دی
عالیییییییییییی بود
ممنون
ممنون از لطفتون
خواهش میگردد
سلام
هیچی
اومدم بگم جناب دکتر من نظر داده بودم فک نکنین اینجا رو فراموش کردم... الان دیدم اسمم رو ننوشته بودم
بله حواس پرت شدم !
سلام
حالا کدوم یکی مال شما بود؟!
هلاک شدم دکتر کم کم بنویسید من کمی در خواندن کم طاقتم. البته با پوزش از نظر دادن در خصوص روشتان.
ایراد وبلاگم هم بالاخره بر طرف گردید
چشم
خواهش میگردد
خدارو شکر
حالا ایراد از گیرنده بود یا فرستنده؟!
دکی مگه چیکار کردی میترسی ببینن اقوام وب نویسی مگه جرمه؟@
جرم که نه اما هرچی باشه اینجا جائی برای گفتن دلتنگیهاست نه جائی که هرچی بنویسی فردا همه اقوام ازش خبر داشته باشند
شماره 55 واقن جالب بود!شماره 60:خدا به داد خونوادش برسه !بقیه هم خوندم البته از پست قبلی تا الان!ولی واقن خیلی خوبه که اینارو ثبت میکنین ایده خیلی جالبیه-ازاین به بعد منم حتمن میخونمتون
ممنون از لطفتون
پس بازهم منتظرتون هستم
سلام

خاطرات زنده شد دکتر ممنون
پی نوشت اول هم کاملا صحیحه
پی نوشت 4
سلام
ممنون از لطفتون
سلام
ولی با خوندن اینا حداقل یه کم از عصب فاشیالم استفاده کردم داره آتروفی می شه بدبخت
مثل همیشه عالی...این روزا کمتر چیزی می تونه منو بخندونه
سلام
ممنون
امیدوارم به زودی تبدیل بشین به
زنی که می خندد!
سلام. اگه قول بدین که رمزشو مث همیشه که به ما نمی دادین بازم بهمون ندین.... چه اشکال داره... رمزدارش کنین مطالب رو!!!!
اگه از لولوک زدن چیزی یادتون مونده... منتظریم در آدرس جدیدمون.
سلام
باشه باز هم مثل همیشه عمل میکنم
حالا انگار من تا حالا چندتا پست رمزدار داشتم
سلام دکتر من پستهایی که میگذارید را با دقت دنبال میکنم اینبار متوجه شدم از شماره89تا آخر چندتایش تکراریه.دکتر حواستون باشه تغلب نکنین
سلام
تکراریه؟
جل الخالق
من که از اولش گفتم اینها گلچینه که!
سلام، تعدادش هرجور که راحت باشین،خوبه. ولی دیر به دیر آپ نکنین، چون جای خالیتون خیلی دیده میشه و با سایر وبلاگها پر نمیشه! سایه تان مستدام
سلام
دیگه دارین بیش از حد اینجارو بزرگ می کنینا
نمیگین باورم میشه؟!
مثل همیشه عالی بود ، امان از این شرکتهای پشتیبان
ممنون
واقعا
مامانش چون دلش نمیومد استفاده نمیکرد وگرنه راه دیگه ای نداره
توجیهش کردیم اگه این کارو نکنی کلیه های بچت عفونت میکنه چون ادرارش برمیگشت
کاملا حق با شماست
چاره ای نداشتیم دیگه
بچه داشت مشکل ادراری پیدا میکرد
مامانشم دلش نمیومد باباشم همینطور.این بچه به این وضع افتاده بود
داشت میرفت دیگه میخندید
ولی اخرش کلی باهامون حال کرد
کار درستی کردین
سلام دکتر خوبین؟
یه گاز و روش کرم استرومارین زدیم گذاشتیم قسمتی که چسبندگی داده بود.البته قبلش چسبندگیشو باز کردیم.چند بار همین کارو بکنن رفع میشه
سلام
چون گفته بودین حاضر نبودن پماد استفاده کنن پرسیدم
سلام دکتر،









هر 50 پست بهتره!
55- باااااابااا
56-
59-
75-
76-
80-
خسته نباشین.
سلام
ممنون از نظرتون
سلامت باشین
سلام دکتر
خیلی رو اعصابن بعضیا
به نظر منم هر 50تا باشه خوبه
وااای بیشترشونو یادمه قشنگترینشم همونی بود که گفته واسه دیدن شما زا کجا باید بلیت بگیرم
وای دکتر سروکله زدن با بیمار خیلی اعصاب میخواداااااا
سلام
ممنون از نظرتون
واقعا
سلام/امیدوارم یه روزی با یه نسخه آلزایمر درمان بشه
ممنون از نسخه گمنامتون
ولی من واقعا ممکن ژنش رو داشته باشم
سلام
آمین
خواهش
انشاءالله که مبتلا نمی شین
En feedly kheili khob bood merc
Rasti javab emailetoon ro dadam
خواهش میگردد
به درد خودم که نخورد نمی دونم چرا
سلام
تو این اوضاع نابسامان اقتصادی این : "ممنون خدا خرجتو زیاد کنه!"
واقعا بی رحمی بود !
سلام
همینو بگو
دارو براش نوشتم دستمزدمو هم داد و رفت!
سلام
خیلی جالب بود
من دانشجوی شهرکرد بودم و بالاخره از آدمای بی فرهنگی که داره بعید نیست گفتنشون!!!
هنوز هم در حد عصر حجره فرهنگشون؟
سلام
ممنون
باید قبول کرد که همه جا همه جور آدمی پیدا میشه
گرچه من نفهمیدم کدومشونو میگین؟
از بازدیدتون مچکرم. با تبادل لینک موافقید؟
خواهش میگردد
من همیشه با تبادل لینک مخالفم
وبلاگهائی رو که دوست داشته باشم لینک میکنم چه اونها منو لینک کرده باشند چه لینک نکرده باشند
دکتر مگه گودر چشه؟؟؟ما که هنوز داریم فیض میبریم!!!
این لینکی که گذاشتین چیه؟؟!!
گودر چش نیست گوشه
مسئله اینه که قراره از اول جولای درش تخته بشه یعنی شما نشنیدین؟
سلام / من تازه فهمیدم این ها تکرارین
می خواستم بگم 73 ناراحت کننده بود/حالا می بینم خودم هم آلزایمر دارم
سلام
میخواین یه نسخه براتون بنویسم؟!
راستی شما چقد بیمار پیرزن سوژه بده دارینا
باید از پیرزن ها تشکر کرد!
سلام دکتر جان من اولین بار دیدن میکنم وبسیارم لذت بردم...
منم یه پزشکم ولی وبم احساسی خوشحال میشم به کلبه تنهایی ما سری بزنید
سلام
خوش اومدین
دکتر حالا لوپوس واقعا اسم یه بیماریه؟


راسی لینکاتون چرا روز به روز کمتر میشن؟خوب لینک جدید هم اضافقه کنین
راستی چه خو یادتون موند قبلا عکس پدربزرگمو شطرنجی گذاشته بودم خودم یادم نبود
با اجازه تون!
هر وبلاگیو که خوشم بیاد لینک میکنم که اونها هم یکی یکی دارند کم میشند!
فعلا هم که منتظرم ببینم سر گوگل ریدر چی میاد
ما اینیم دیگه الکی که دکتر نشدیم!
هر 50 تا پست خوبه
الان که خوب فکر میکنم می بینم منصفانه نیست که ازتون خواهش کنم به من هم رمز بدین ، خب گناه دارین دیگه ، خودمو که جای شما میذارم میبینم دلم میخواد رمزمو فقط به دوستای وبلاگدارم بدم و به شما هم حق میدم که رمزو به هر کسی که خودتون دلتون میخواد بدین
53- اصلا مردی که سیگار نکشه و روزی دو بار زنشو با کمربند نزنه مرد نیست !!!
84-
94 و 96 -
یعنی الان دارین منو تحت تاثیر قرار میدین دیگه!!

اینو به آنی بگین :دی
سلام دکتر
سلام
سلام آقای دکتــــــــــر!
کرواتــ گــ بستنش کــــاری نداره،ولی من تا حالا نبیستم ،حیف که پاپیون نمیبندید وگرنه بهتون یا د میدادم
خواهشا اگه رمز دارکردین به ما هم بگین،مگه ما از لای در اومدین دکتــــر؟؟؟
سلام
ممنون میشم اگه بستن پاپیونو هم بهم یاد بدین
کراواتو چندبار تا حالا یاد گرفتم اما چون معمولا نمی بندم یادم رفته
انشاءالله
سلام دکتر خسته نباشی مث همیشه خوب بود
پیرزن های مراجعه کنندتون از همه بامزه ترن قدرشونو بدونید
سلام ممنون
همین پیرزن ها هستند که این وبلاگ را زنده نگه داشته اند!
سلام آقای دکتر



خیلی خیلی جالب بود انقد خندیدم دلم درد میکنه
سلام
ممنون
کمترش کنین مثلن هر سی تا
البته یه پیشنهاده
من که لذت برم
چندروز نه چندین روز تاخیر داشتید
ممنون از پیشنهادتون
ممنون
شرمنده عیالواریه دیگه!
yadam rafteh bood esmam ro benevisam, zemnan man ba oon mahmoud ke dooste shoma bood yeki nistama.
از کامنتتون می شد حدس زد!
خوش اومدین محمود جدید!
salam
fekr mikonam hishki nazarate digaran ro nemikhooneh be joz man o to age mikhoundan hatman be oon ghalate typi man ke hatman eshtebahe typi boodeh tazakor midadan va ella man ba moghadasat az in shoukhia
سلام
قبول ندارم بعضی دیگه از دوستان هم میخونن
مطمئنم جواب من هم فقط برای شوخی بود
این برنامه فیدلی ظاهراً فقط برای موبایله برای کامپیوتر چیزی سراغ ندارید؟
نه متاسفانه
برای شماره 60 کلی خندیدم هرچند در اصل ماجرا گریه داره!
.
بعضی از مریض هاتون چقدر ساده و رک هستن رک بودن زیادی هم خوب نیست
این قضیه رمزدار کردن نوشته ها و عکس العمل بعضی خواننده ها هم از عجایب وبلاگستانه، منم یک بار می خواستم یکی از پست هام رو رمزی کنم و گفته بودم رمز رو فقط به کسانی که می شناسم می دم چون از عکس العمل کسانی که نمی شناختم بعد از خوندن پست مطمئن نبودم بماند که خیل بسیاری از خواننده های خاموش روشن شدن و تقاضای رمز کردن! ولی یکی شون خیلی بامزه بود گفت من همونیم که پارسال یک بار برات کامنت گذاشتم و گفتم وبت رو می خونم حالا بهم اعتماد می کنی رمز بدی؟! به قول دکتر بابک مثل سیامک انصاری زل زدم تو دوربین!!!
موافقم
واقعا هرچیزی اندازه داره
میفهمم چی میگین چون داره سر خودم هم میاد
اره واقعی واقعی. خود منشیه داشت برامون تعریف میکرد
بازم سلام!
وای این سری واقعا عااالی بودن!
اینقدر خندیدم اشکم سرازیر شد!
فقط دو تا سوال برام پیش اومد، یکی اینکه وقتی مواردی مثل شماره 55 یا 82 پیش میاد، چه طوری میتونین همون جا جلوی مریض نزنین زیر خنده؟
یکی دیگه هم اینکه ثبت در لحظه ی این شاهکارهای مریض ها حواستون رو پرت نمیکنه؟
سلام
ممنون
همه اش به خاطر تجربه است!