ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
سلام
برای شام دعوت بودیم. خونه خواهر آنی. وقتی درو باز کردند و رفتیم توی خونه فهمیدم که خواهر دیگه آنی و بچه هاش هم هستند. وارد اتاق شدم که هر دو خواهر آنی و بچه هاشون تقریبا با فریاد همه با هم گفتن: سلام ربولی حسن کور!!!
یه لحظه یخ کردم. سعی کردم خودمو بزنم به اون راه. گفتم: ربولی حسن کور دیگه چیه؟ اسمه؟ اما بعد دیدم نخیر انکار بی فایده است!
خلاصه که اینجا لو رفت بدجور هم لو رفت.
مطمئن نیستم که راست گفته باشن اما ظاهرا یکیشون تصادفا اومده اینجا و بعد هم از روی اون عکس گوشه وبلاگ منو شناخته. بعدهم وبلاگ آنیو پیدا کرده بودند و عماد هم که خودش باافتخار آدرس وبلاگشو اعلام کرد! (درست مثل مدتی پیش که آدرس وبلاگشو به یکی از اقوام گفت و ناچار شدیم لینکهامونو از توی وبلاگش حذف کنیم تا خودمون شناخته نشیم!)
خلاصه که هنوز توی شوکم. واقعا نمیدونم باید همین جا بنویسم با سانسور بیشتر یا اینجا رو مثل دکتر بابک تعطیلش کنم یا ....
گرچه خودم هم میدونم درنهایت دل اینکه اینجارو تعطیل کنم ندارم! اما واقعا شما بودین چکار میکردین؟
پ.ن۱: از همین جا به خواهران آنی و بچه هاشون هشدار میدم اگه بخواین بی کلاس بازی دربیارین خودتون می دونین :دی
پ.ن۲: چندهفته پیش از عید بود که یکی از مسئولین محترم کشور قول دادند تا عید همه مطالبات معوق کارمندان پرداخت می شه. با این حساب فکر میکنم من دچار آلزایمر شدم چون هرچقدر فکر میکنم یادم نمیاد کی اضافه کار سه ماهه آخر سالو گرفتم یا ماموریت های خرداد تا اسفندو یا یک سال پول غذا و پول لباس و پول مسکن و ...
تازه این که چیزی نیست من حتی یادم نمیاد حقوق فروردینو کی گرفتم و چکارش کردم؟! خدارو شکر که یکی از همکاران پول سه تا شیفتی که توی فروردین به جاش رفته بودم به حساب ریخت وگرنه الان موجودی حساب جاریم همون ۲۲۴۶ ریال بود! فکر کنم اگه جواب آزمایشات و نسخه هامونو به فارسی بنویسیم همه مشکلات حل میشه.
پ.ن۳: یکی از درمونگاه هائی که چند سال پیش خصوصی شده بود دوباره دولتی شد. به این ترتیب برای شیفت دادن من هنوز جا به اندازه کافی هست!
پ.ن۴: اصلا فکرشو نمی کردم که پست پیش اینقدر مورد علاقه شما باشه. روز بعد از نوشتن پست پیش تبدیل به پربازدیدترین روز تاریخ وبلاگم شد و تعداد بازدیدها از اون روز تابحال همچنان بیشتر از حد متوسطه. از لطف همه دوستان ممنون. آدم هوس میکنه درباره تک تک همدوره های دانشگاهش یه پست بگذاره!
پ.ن۵: عماد ازم میپرسه: اولین آدم چطور به وجود اومده؟ میگم: خدا درستش کرده. میگه: از چی؟ میگم: از خاک. میگه: پس چرا خانممون میگه از گل؟ میگم: خوب چه فرقی میکنه؟ میگه: بعد کم کم علم پیشرفت کرد تا رسید به اینجا؟ میگم: بله. میگه: فکر کنم اول که یه کمی علم پیشرفت کرد آدمها یاد گرفتند خونه بسازند. بعد یه کم دیگه که علم پیشرفت کرد یاد گرفتند چطور بچه دار بشن!! ....
پ.ن۶: یکی دیگه از مزایای پست قبل این بود که فهمیدم بعضی از دوستان که فکر میکردم هنوز ایرانند درواقع در خارج از کشور ساکنند و بعضی دیگه هم درصدد رفتنند.
برای همه شون آرزوی موفقیت میکنم.
این پستو یک ماه پیش که اتفاقی وبلاگتونو دیدم خوندم ولی خووو الان نظر میدم:D
ممنون از لطفتون
تازه دارید مثل من می شوید که فقط خواجه حافظ شیرازی از وبلاگم خبر ندارد.خوب باید با سانسور بنویسید.
خوب من که مثل شما اسممو توی وبلاگم نیاوردم که!
اگه میخواین به خواجه حافظ هم خبر بدم
نه خدارو شکر هنوز سر ِ من نیومده!
ولی حس ِ بدیه،میشه تصورش کرد!
یکی از کابوس های خودم اینه که آدرسم لو بره!
واقعا
ن دکتر اینجارو تعطیل نکنین....
باشه؟؟؟؟
چشم
سلام آقای دکتر!:)
پی نوشت 1 خیلی بامزه بود!خندم گرفت!:))))))
تسلیت میگم بابت لو رفتن آدرس!
بد دردیه!:دی
گل!
سلام
ممنون
ظاهرا به سر خودتون هم اومده ها
بلبل!
خوب میخاستی نشناسنت اون عکسو نمیذاشتی.........
خودمونیم فکرشو هم نمی کردم که یه روزی بیان توی نت آخه وقتی اون عکسو گذاشتم همشون بچه بودن!
سلامم. لطفا اگه خواستین اسباب کشی کنین برین خونه ی نو! آدرس منزل نو رو هم بدین به ما...
پ ن ۱: عجب جسارتی دارین که خواهر زنا رو تهدید می کنید!!
پ ن ۵: شیفته ی استدلالات علت و معلولی عماد شده ایم!
سلام چشم
این بار استثناء بود چون از نزدیک نمی دیدمشون!
واقعا
naaaaa...khob password bezarin...ey baba,khob makhfiane ba zaboone Sanskrit chemidoonam kod gozari konin ramz migoshaiim...tatil ke nemishe beshe!!!
ممنونم
نه بابا بی خیال شما که چیزبدی نمی نوشتید
بیشترش خاطرات بیماراست.
ممنون
سلام دکتر جان. خوبید؟ نه وبلاگمو حذف نکردم. هفته پیش حدود دو روزی پرشین بلاگ مشکل پیدا کرده بود، یکسری وبلاگ ها باز نمیشد وبلاگ منم جزء همون دسته ی بد شانسا بود. ببخشید اگه تشریف آوردیدو در بسته بود.
سلام
که این طور!
سلام بده که دیگه نشه راحت بود اما کاریه که شده اما من یکی بگم که لطف کنید اگه ادرس عوض شد لطف کنید ادرس خونه جدیدتون رو ایمیل کنید برام چون هنوز وبلاگم ایراد داره و نمیشه نظر بگذارید و من نمی تونم بیام وبلاگ خودم و به شما سر نزنم اونطوری غریبیم میشه اینجا
سلام
ممنون از لطفتون
با پست 104.یه جمله از جنگ بگو اپم به نظر همه دوستان احتیاج دارم ممنون می شم تشریف بایرید و نظر بدید
مزاحم می شم
دکتر بیخیال چیز خاصی که نمینویسی بذار اونام بخونن شاد بشن
سلام دکتر
امتحان دادین؟چطور بود؟
وای.اینجا رو کاریش نکنینا.من با نوشته های شما زندگی می کنم!
سلام
اینقدر دوست داریم این امتحانو هی هر سال میریم امتحان میدیم!
خب اونا اون سر ایرانن ما این سرررررررررررررر !
تازه داییمم واسه مصاحبه ش نرفت !
راستی من چشم عسل رو بالاخره متوجه نشدم شما چرا هی رو رنگش بحث می کردید.رو سیاه و قهوا ایش ؟!
واسممممممممممممم سوال شدددددد !
راستی تررررررررررررررررر شما که شهر ما رو می شناسین تشریف بیارید ما می آیم استقبال
واقعا؟
قبلا یه مقدار روشن تر بود رنگ چشمش
راستی تررررررر؟
وای من اصلا دوست ندارم فامیلام اینجا رو بخونن! اینجا نه یعنی وب خودمو!
پس بفرستینشون بیان وب منو بخونن!
سلام دکتر جان،امتحان چطور بود؟اگه رفتی یه وبلاگ دیگه خواهشن ادرسشو ایمیل کن،به امید قبولیتون
سلام
سلام رسوند خدمتتون!
چشم
عکس عسلو دیدم . خواستم باهاتون شوخی کنم
چشمای عسل که مشکیه ، خیلی هم واضحه مخصوصا تو این عکس :
http://s4.picofile.com/file/7736247739/DSC02057.jpg
چه دندونای سفید و صاف و مرتبی هم داره ، معلومه جنس دندوناش خیلی خوبه
ممنون از لطفتون
دندونا؟
عکس کیو دیدین شما؟!
کاملن میتونم تصور کنم.چون دقیقن خاهر خودم وخدی بم زنگ زد وحرف زدیم داش خدافظی میکرد که گف خدافظ ممول!!!!!!!!!ومن



پس همدردیم!
سلام به نظر منکه تعطیل نکنید خوب شما وبلاگ خوبی دارید هیچ چیز خاصی هم نمی نویسید که باعث دردسر بشه و تا اونجایی که من متوجه شدم خدا را شکر خانم بسیار خوبی دارین و مطمئن باشید اون شیاطین که شما را به اسم ریولی حسن کور صدا کردند فقط یه مدت این موضوع را پیگیری میکنند و بعد میرن سراغ یکی دیگه پس شما ادامه بدین و بقیه سفرنامه را نوشتم اگر دوست دارین سر بزنید و کتاب من در نمایشگاه کتاب در انتشارات نخستین به اسم من و گلدانهای شمعدانی و ترنم باران عرضه خواهد شد موفق باشید
سلام
ممنون از لطفتون
اما اگه آنی بفهمه خواهرها و پسرهاشونو شیاطین صدا زدین وای به حالتون!
سلام اقای دکتر. من همیشه مطالبتون را دنبال میکنم ولی متاسفانه نظر نمیگذارم. اصلا دلم نمیخواد که اینجا را تعطیل کنید ولی واقعا شرایط کمی سخت میشه براتون.امیدوارم بهترین تصمیم را بگیرید. ولی واقعا نیازی نبود که اعلام کنند وبتون را پیدا کردند من اگر بودم مخفیانه میخوندم اصلا سیاست ندارند
سلام
سیاست که ندارن اصلا هم ندارن!
Dr age rafti jaye dige adresse jadido be manam bede
چشم
به همون ایمیل که برام گذاشته بودین و ایمیل زدم و جوابی نیومد؟!
اولللللل از همههههه که وایییییییییی چه دخیهههههه نازییییی
(پاشیدن نمک بر روی زخم)
گفتم درباره کیک و آبمیوه یه چیزی بگم !
عین پنبه س ، آدم دلش می خواددددد گازززززش بگیره و فشارش بده ه
آخی لو رفتین دکتر ! اشکال نداره بابا ! شما که چیزی نمی نوشتین !
راستی به شما هم واسه امتحان کیک و آبمیوه می دن!؟ خوشمزه بود ؟!
آخه امروز آزمون بود گفتم یه چیزی بگم اما چون گفتین قبول نمی شین نمی خواسم بپرسم چه طور بود !
البته شوخی کردماااااا بهتون برنخوره حالا !
ممنون
آنی که نوشته بود گاز گرفتن ممنوع!
آره پذیرائی شون بهتر از سال پیش بود!
لطفا نکنین این کارو !
از این خداحافظی های وبلاگی دلم می گیره .
اصلا خداحافظی و بستن وبلاگ یعنی چی ؟
یا از اول ننویسین یا می نویسین باید تا آخرش باشین اصلا این چه وضعشه آقا چرا مواظب وبلاگاتون نیستین که لو نره ؟
وا
مثلا چکار باید میکردم؟
دورش میدون مین میگذاشتم؟!
خیلی وقت بود نخونده بودم وبلاگتون رو، خوب، مثل همیشه.
شما لطف دارین دوست قدیمی
کاش آدرس جدیدتونو میگذاشتین
چه خوب سورپرایزتون کردن دکتر
مطمئنا هم فریاد اونا هم واکنش شما صحنه ی جالبی بود :)
حالا همچین بدم نشد که، اینطوری آمار بازدیدتون از اون پست قبلی هم میره بالاتر
واقعا
ای بابا چند نفرن مگه؟
سلام ریولی حسن کور
مگه چیه بفهمن بابا
سلام
ای بابا
میگفتین گاوی گوسفندی چیزی زمین میزدیم
چه عجب از این طرفا؟
هر چند خاموشم، اما مدت هاست وبلاگ تون رو می خونم و حتی کل آرشیوتون رو هم خوندم

صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
اما اگه برین کی می خواد جواب دل شکسته ی این همه خواننده رو بده؟؟؟؟
اگه نوشته ها رو رمزدار کنین هم تا یه مدتی درگیر رمز دادن به دوستان می شین. بعدش دیگه حل می شه مسئله
شما لطف دارین
ممنون از نظرتون
سلام دکتر
خیلی وقت بودنیومدم اینجادلم تنگ شده بود...
یه موقع تعطیل نکنیداینجارو...
سلام
خوش اومدین
ممنون از لطفتون
Salam yeki az omdetarin dalili k manam ra be ra hazf mikardam alave bar dalayele dg hamin tars az kashf shodan bud,kamelan darketun mikonam. rastesh manam aslan dust nadaram hamchin etefaqi vasam biofte. Vali khub age una peidatun kardan pas hatman matalebetun ro ham khundan va ba jense neveshtehatun ashnan. Pas dalili nadare hazf konin.
از لطفتون ممنون
حالا که فکرشو می کنم می بینم حق با شماست
راستی به خاطر کامنت خصوصی تون هم ممنون
حالا پیدا کردن که کردن، مگه شما چی مینویسی که اونا نباید بخونن!
راستی وبلاگ آنی خانم رو تو لینک هانیافتم، کدومه؟
همین که میبینین
یه کم سعی کنی می یابی!
زیاد سخت نگیر دکتر




دنیا دو روزه
بخند دکتر مثل این
یا این
یا حتی این
اینم هست
این دیگه اخریشه
چشم!
بله حتما بالاتر می ره به همون علتی که خودتون فرمودید/iهرچند من فوبیا گرفتم که می رم دکتر سوتی ندم ولی بیشتر سوتی می گیرم البته تا جایی که خودم مطلعم
پ.ن5:جواب سوال عماد جان رو هم خوب می شه اگر یه کم دقیق تر بدید (البته والدین اختیار دار هستند و بهتر می دانند)
آفرین بر شما
حق با شماست اما منتظر یه فرصت مناسب تریم
نننننننههههههههههههه!
لطفا تعطیل نکنین
خوب یه فکر دیگه کنین!
عجب فامیل کنجکاوی دارین ها!
انشاءالله که تعطیل نمی شه
سلام بر دکتر ربولی حسن کور

وای توروخدا ازز اینجا نرین
اگه هم رفتین ادرستونو به ما هم بدین به خواهرای انی جونم نمیگیم
سلام
ممنون از لطفتون
ای خواهرهای آنی کجائین که این همه لطفو ببینین؟ اوهو اوهو
سلام آقای دکتر تروخدا اینجارو تعطیل نکنین من خیلی وبلاگ شماو آنی خانم دوست دارم
عکسی که پیرهن قرمز پوشیده گذاشتم روی دسک تاپم
راستی من عکسای عسل خوشگلمو دیدم عزیز دلم دوست دارم عسل ناز نازیه من
سلام
ممنون از لطفتون
شما لطف دارین
آقای دکتر تورو خدا تعطیل نکنین یا اگه خواستین آدرس عوض کنین به ما هم بگین
ممنون از لطفتون
سلام /خواهش میکنم اینجا رو تعطیل نکنین ها من تازه اینجارو کشف کردم

عماد دچار بحران فلسفی شده
امیدوارم همیشه سالم باشه
سلام
ممنون از لطفتون
بخاطر همین چیزهاست که کلا من قید نوشتن رو زدم و به عکس غیر مورد دار ! رو آوردم و الا منم ....
هعییییییی
نوشتن رو که هیچ وقت تعطیل نکنید.دو پیشنهاد


یا ادرس رو عوض کنید وجای دیگه ادامه بدید .که البته زحمتتون بیشتر میشه چون باید به کلی خواننده خاموش وروشن دوباره ادرس بدید
یا رمزیش کنید هر کدوم از مطالبی رو که دلتون میخواد خصوصیتر باشه..که البته بازم باید رمز بدید به خواننده های همیشگی
یا بزنین توی سرخودتون و با کمال خونسردی وسوت بلبلی نشان ادامه رو همینجا بنویسید اما مث همیشه بنویسید، نه سانسور واینا که بی مزه میشید اون وقت
شما فک کن کل فامیل خوندن وبه روتون نیاوردن ورو این حساب هنوز دارید مینویسید اینطوری عذاب وجدان نمیگیرید.
بعدشم ..دیگه همینا رو فعلا داشت هباشید تا یه کمکی هم از سازمان جاسوسیه سیا بگیرم وبراتو نبیارم.
ممنون از لطفتون
حالا تا ببینم چی میشه
من بودم سریعن تعطیل میکردم!!!





اما شما اینکارو نکنیااااااااااااااااااااااااااااااااا
منم پست پیشتون روخیلی خیلی دوست داشتم
وایسین اگه واکنش جدیدی از خانواده همسر پیداکردید بعد درباره وبلاگ تصمیم بگیرید
تازه اگه نقل مکان کردید به منم خبربدیدا
البته لطفن
وا
چرا خودتون به حرفی که میزنین عمل نمی کنین؟!
ممنون از لطفتون
چشم
نمیدانم مرا چه شده است..هی میام پستاتونو میخونم..هی فکر میکنم کامنت گذاشتم بعدا میبینم که کامنت نذاشتم...یعنی من دچار بیماری شدم؟؟؟؟
حیفه که بخواین تعطیل کنید ولی از طرفی هم دیگه ادم آرامش قبل رو واسه نوشتن نداره...
آه واقعا چه شده است؟ اختیار دارین شما از من هم سالم ترین!
واقعا اینو بهش میگن تعارض جاذب دافع
دلم برا وبلاگتون تنگ شده بود..
سلام سال نو با تاخیر مبارک..
راستی من همش ازینکه شما هی میخواین شیفت وایسین غصه میخورم ..
حتما انی خانوم هم دوست نداره شما هی شیفت باشی مخصوصا که بچه کوچیک هم داره..
من تجربه شو دارم ها..ادم دلش میخواد کله همسرو بکنه ازبس که تنهای یمجبوره همه کارها رو راست وریس کنه..
شما لطف دارین
سلام سال نو شما هم مبارک
طبیعتا خودم هم خوشحال نیستم اما چاره ای نیست فعلا
سلام
به قول استادم : الخیر فی ما وقع
چی بگم والا ولی علاقه مند به دنبال کردن مطالبتونم دکتر
سلام
استادتون موفق باشند انشاءالله
ممنون از لطفتون
دکی جون خصوصی دارید ، ایمیل هم معتبر نمیباشد
رویت شد ممنون
سلام
من جاتون بودم وبلاگمو عوض میکردم... اینجوری دیگه نمیشه نوشت...
سلام
شما که تجربه شو هم دارین
بله بله
تبریک میگم لو رفتنتونو
حالا یه لحظه فکر کنیداصلا چیزی نمی گفتن ومی شدن خواننده ساکت
50درصد فامیل ادرس وب منو دارن
ممنونم
پنجاه درصد؟!
سلام دکتر
این لو رفتن خیلی چیز بدیه اوصلا ..حالا ممکن اصلا چیزی عجیب غریبی هم ننویسی ولی حس اینکه یکی داره رو دستت نگاه میکنه ..حس اینکه یه روز یقه ات رو می گیرن که این چی بود نوشتی اعصاب آدمو خرد میکنه من تجربه شو دارم .خلاصه اینکه اگه تغییر مکان دادید آدرستون رو بدید لطفا
سلام
آره واقعا اوصلا خوب نیست
چشم
سلام


من خودم به قول شما شصتاد بار وبلاگ عوض کردم از دست این آشنا ها .....
یه راهش اینه که با یه تغییر کوچولو تو آدرس وبلاگ مثلا یه حرف کم یا یه حرف اضافه راحت بشید که فک کنم این فامیلتون شده باشه از پلیس اینترپل هم کمک میگیره پیدا میکندتون
راه دوم رمز بزارید حداقل یه پست شو و عنوانشم بزارید اندر حکایات فک و فامیل آنی خانوم و رمزو فقط به دوستا بدید و حسابی حس کنجکاوی اونا رو تحریک کنید
حالا اگه شما نخواید به شصتاد نفر رمز بدید همون پانوشت بزارید رمزو ...
سوم اینکه کلا بی خیال شید تعطیل کنید من خودم شخصا هر روز میام خدمتتون یه چایی میخوریم خاطرات رو میگید میخندیم و الباقی هم سماق بمکند .
سلام
ممنون از لطفتون
بگذارین بریم خونه جدید چشم حالا چه اینجا باز بمونه چه باز نمونه