جایی برای گفتن دلتنگیها

ماجراهای یک پزشک هنوز عمومی

جایی برای گفتن دلتنگیها

ماجراهای یک پزشک هنوز عمومی

ماجراهای عروسی (۱)

سلام

الان توی یک وضعیت خاص گیر کردیم که بعدا باید فکر کنم ببینم ارزش نوشتن داره یا نه؟

اما حالا که بیکارم و حوصله ام سررفته میخوام یک پست جدید بنویسم:

توی این چندروز تعطیلی به استان کرمان دعوت شدیم. ظاهرا چون قراره مادر عروس از هفته آینده دور جدید شیمی درمانی را شروع کنه و حالش چندان خوب نیست. اما چون از قبل اطلاع نداده بودند به جز مادر داماد کسی از ولایت نتونست بره. پس خبری از سفرنامه نیست. اما میشه دست کم ماجرای عروسی را نوشت نمیشه؟

 

ادامه مطلب ...