X
تبلیغات
رایتل

معتادنامه (3)

یکشنبه 18 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 11:06 ب.ظ

سلام

۱. هروقت سرمون یه کم خلوت می شه، مشاور محترم مرکز میاد توی اتاق و شروع می کنه به صحبت کردن. گه گاه هم فکر میکنه داره با مراجعینش صحبت می کنه و شروع می کنه به حرف زدن. یه بار درحال صحبت بود که منشیش اومد و گفت: خانم .... پشت تلفن با شما کار داره. جناب مشاور فرمودند: بگین من نیستم. این خانم خیلی حرف می زنه. پیش خودم گفتم یعنی اون دیگه چقدر حرف می زنه؟!

۲. به پسره گفتم: چی مصرف می کنین؟ گفت: ما آسیابمون همه چی خرد می کنه!

۳. چند عکس ناجور درباره اعتیاد زدیم به دیوار مرکز. مریضه اومد و بهشون نگاه کرد و گفت: آدم نگاه می کنه که اینها دارن مواد مصرف می کنن وسوسه می شه!

۴. پسره شربت متادونشو گرفت و گفت: من دیگه تا چند روز نمیام حالا ببینین. فردا اومد توی مطب و گفت: من اون دیروزی نیستما اشتباه نکنین!

۵. خانم پرستار مرکز به مریضه گفت: الان حدود دو ماهه نیومدین دارو ببرین کجا بودین؟ گفت: من که دفعه پیش گفتم شاید یه کم دیر بیام!

۶. خانم پرستار برای مریض پرونده تشکیل داد و گفت: الان باید سی و شش هزار تومن بدین برای دو شیشه متادون. مریضه دوتا شیشه گرفت و رفت. چند روز بعد اومد و گفت: شربت میخوام. گفتیم: پولشو بده. گفت: شما گفتین سی و شش هزار تومن بده برای مصرف یک ماهت! حالا هم باید تا آخر ماه هرچقدر شربت خواستم با همون پول اون دفعه بهم بدین! با یه فلاکتی بیرونش کردیم!

۷. به مریضه گفتم: بدهی تون خیلی زیاد شده دیگه نمیتونیم بهتون دارو بدون پول بدیم. همراهش گفت: اگه می شه این بار بهش یه شربت بدین من پولشو میدم. گفتیم: باشه پولشو بدین. گفت: حالا که پول همراهم نیست!

۸. خانم پرستار مرکز تازه از انبار چند شیشه متادون آورد که یهو یه مریض اومد تو. یه لحظه شنیدم که خانم پرستارمون گفت: اینو بهش بده دکتر و تا سرمو برگردوندم دیدم یه شیشه متادون داره میاد طرف صورتم!

۹. خانم پرستار مرکز گفت: امشب فروشمون خیلی خوب بود. صاحب مرکز حتما خیلی خوشحال می شه. گفتم: حالا چقدر درآمد داشتیم؟ گفت: ....صد و بیست و هشت هزار تومن. البته برای اینکه پولش رند بشه دوهزار تومن از جیبم گذاشتم روش وگرنه ....صد و بیست و شش هزار تومن بود!

۱۰. مریضه یه مقدار پول آورد و گفت: بدهی مو خط بزنین. وقتی خط زدیم گفت: حالا یه شیشه متادون بهم بدین پولشو بعدا میارم!

۱۱. پروانه مسئول فنیو از صاحب مرکز گرفتم و گفتم: این که کد ملی من نیست که اینجا نوشته. گفت: پس کد ملی کیه؟!

۱۲. روز اولی که رفتم مرکز ترک اعتیاد از خانم پرستار اونجا پرسیدم: اینجا روال کار چطوریه؟ و اون هم کلی برام توضیح داد. بعدها فهمیدم که اون هم روز اولش بوده!

پ.ن۱: رسما برامون یه نامه اومد که از سال آینده وازکتومی و توبکتومی (لوله بندی مردان و زنان) دیگه رایگان نخواهد بود!

پ.ن۲: عماد عسلو اذیت کرد و رفت. عسل صداش کرد و بعد دستشو به نشونه «بیا» براش حرکت داد. وقتی عماد برگشت پیشش عسل باز انگشتهاشو تکون داد که یعنی بیا پائین. وقتی عماد سرشو آورد پائین عسل محکم کوبید توی صورتشو فرار کرد! دختر هم این قدر زرنگ؟!

برچسب‌ها: معتادنامه
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo

Homepage


Checkpagerank.net